اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٣٩ - ما خدا را چگونه تصور می کنیم؟
ولی در عین حال نباید تصور کرد که ما «مقید» را بی «مطلق» تصور میکنیم، زیرا هر مقید مجموع چندین مطلق است که به واسطه مقارنت و برخورد، همدیگر را
دسترس فکر بشر که بتواند درباره او نفیا یا اثباتا حکم کند خارج است.
و یا باید لا اقل عقیده «معطّله» را بپذیریم که منکر معرفت به ذات باری میباشند و میگویند خداوند را با عقل نمیتوان شناخت، کمیت عقل در این میدان لنگ است، حداکثر معرفت همان اعتقاد عوام الناس است که یک عقیده مبهم در این زمینه پیدا کردهاند: «علیکم بدین العجائز».
عرفا نیز به نوعی دیگر منکر معرفت عقلی میباشند ولی آنها منکر معرفت نیستند بلکه طرفدار معرفت قلبی و شهودی میباشند و برای آن ارزش فوق العاده قائلند.
خواجه عرفان لسان الغیب شیرازی میگوید:
عارف از پرتو می راز نهانی دانست | گوهر هر کس از این لعل توانی دانست | |
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس | که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست | |
ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی | ترسم این نکته به تحقیق نتانی دانست | |
مقصود وی از «مجموعه گل» ذات مستجمع جمیع صفات کمالیه است، و مقصودش از «مرغ سحر» عبّاد و سلّاک «مستغفرین بالاسحار» ند، مقصود دلهای لبریز از شوق و سرگرم به راز و نیاز و تهذیب و تصفیه و سیر و سلوک است.
گویا خواجه شیراز در بیت سوم بوعلی را در آخر اشارات که به «مقامات العارفین» پرداخته مخاطب قرار داده است. بوعلی در نمط نهم اشارات با سبک بسیار بدیعی خواسته است بر مبنای موازین عقلی و فلسفی مراحل و منازل اهل سلوک را شرح کند و به تعبیر «لسان الغیب» خواسته است از دفتر عقل آیت عشق بیاموزد، لهذا مورد انتقاد خواجه شیراز قرار گرفته است.
در کلمات ائمه اطهار و مخصوصاً امام الموحّدین و ملهم العارفین امیر المؤمنین