تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٩٥ - چهرههای بارز تابعان
خون کسی را بریزد. هنگامی که مرگ حجاج فرا رسید مکرر میگفت: مرا با سعید بن جبیر چه کار بود. این جمله را در حالی میگفت که بیهوش میشد و باز به هوش میآمد؛ او را در خواب میدید که یقه او را گرفته، میگوید: ای دشمن خدا، به کدام گناه مرا کشتی؟ و او فریادزنان از خواب میپرید و میگفت: مرا با سعید چه کار بود. ابن خلکان این مطلب را در «وفیات الأعیان» آورده است.
جایگاه علمی سعید
او نزد ابن عباس تعلم یافت و در راه دانش اندوزی ملازم او بود؛ از این رو ابن عباس به او اجازه نقل حدیث داد و گفت: «برای مردم نقل حدیث کن». او در حالی که طفره میرفت گفت: «با وجود شما چگونه حدیث نقل کنم!». در روایت دیگری است: «در حالی که شما حضور داشته باشید؟» ابن عباس گفت: «آیا این از نعمتهای خداوند بر تو نیست که حدیث نقل کنی و من شاهد آن باشم؟ که اگر صواب گویی، چه بهتر و اگر خطا روی، به تو بیاموزم!».
احمد بن حنبل میگوید: «حجاج، سعید بن جبیر را به قتل رساند؛ در هنگامی که بر روی زمین کسی نبود که محتاج علم او نباشد!» [١]. این مطلب را ابو نعیم از عمرو بن میمون و او از پدرش نیز نقل کرده است.
هر گاه اهل کوفه نزد ابن عباس میآمدند و از او فتوا میخواستند، میگفت:
«مگر ابن ام الدهماء- یعنی سعید بن جبیر- در میان شما نیست؟». یحیی بن سعید میگوید: «مرسلات [٢] ابن جبیر از مرسلات عطاء و مجاهد در نزد من بهتر است.
سفیان، سعید را بر ابراهیم نخعی از نظر علمی ترجیح میداد. او از مجاهد و طاووس داناتر بود» [٣].
سعید استاد خود را بسیار گرامی میداشت. او میگوید: «وقتی من از ابن عباس سماع حدیث میکردم، اگر به من اجازه میداد سر او را میبوسیدم» [٤].
[١] ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج ٢، ص ٣٧٤- ٣٧١، شماره ٢٦١ و ر. ک: ابو نعیم، حلیة الاولیاء، ج ٤، ص ٢٧٣.
[٢] مقصود از «مرسلات» احادیثی است که بدون سند نقل کنند.
[٣] ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج ٤، ص ١٤- ١١.
[٤] ابو نعیم، حلیة الاولیاء، ج ٤، ص ٢٨٣.