تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٦٣ - صحابه مفسر
به نظر میرسد؛ زیرا اعتقاد او در امتداد عقیده ابن عباس قرار گرفته است.
با توجه به مطالب بالا، احتمالا علت آنچه سیوطی به او نسبت داده روشن میگردد. سیوطی میگوید: «کلبی بر مقاتل ترجیح دارد؛ زیرا مقاتل عقایدی ناروا داشت» [١]، ولی خلیلی منصفانه قضاوت کرده میگوید: «مقاتل را ضعیف دانستهاند در حالی که بزرگان تابعان را درک نموده است». شافعی نیز به مقبول بودن تفسیرش اشاره دارد. [٢]
طریق هشتم
که آن نیز طریق درستی است؛ طریق ابو الحسن عطیة بن سعد ابن جناده کوفی عوفی (متوفای ١١١) است. ذهبی میگوید: «او از تابعان شناخته شده است» [٣] و از ابن عباس و عکرمه و زید بن ارقم و ابو سعید روایت دارد.
وی میگوید: «تفسیر قرآن را سه بار بر ابن عباس عرضه داشتم، ولی به گونه قرائت، هفتاد بار بر او عرضه کردهام». در «ملحقات الصراح» آمده است: «او تفسیری در پنج جزء (جلد) دارد» [٤]. ابن عدی میگوید: «او از جمعی از ثقات روایت کرده است و در عین حال که ضعیف شمرده شده حدیث او مورد عنایت بوده و از او نقل و ثبت میشده است. او از شیعیان کوفه به شمار میرفت. حجاج به کارگزار خود محمد بن قاسم نوشت تا او را به ناسزاگویی به علی علیه السّلام وادار کند و چنانچه سر باز زد، به او چهار صد ضربه شلاق بزند و ریش او را بتراشد. محمد بن قاسم او را خواست و مطلب را بر او عرضه داشت. عطیه سر باز زد؛ لذا حکم حجاج را بر وی جاری ساخت. عطیه بعد از این ماجرا به خراسان رفت و در آنجا ماند تا اینکه عمر بن هبیره والی عراق گردید؛ آنگاه به عراق بازگشت و همان جا اقامت گزید و در سال ١١١ وفات یافت». ابن حجر میگوید: «او به خواست خدا فردی ثقه است و احادیث قابل استنادی دارد، ولی برخی احادیث او را حجت نمیدانند. ابن معین میگوید: احادیث او درست است. ابو بکر بزاز میگوید: او از شیعیان به شمار میرفت و محدثان برجسته از او روایت کردهاند. ساجی میگوید: حدیث او
[١] الاتقان، ج ٤، ص ٢٠٩.
[٢] همان، ص ٢٠٨.
[٣] میزان الإعتدال، ج ٣، ص ٨٠- ٧٩، شماره ٥٦٦٧.
[٤] تنقیح المقال مامقانی، ج ٢، ص ٢٥٣، شماره ٧٩٤١.