تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٧ - دیدگاههایی درباره تأویل
«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» [١] گفتهاند که این آیه بر مقام والای قرآن نزد خداوند دلالت میکند و در علم الهی مقرر شده که قرآن از دسترسی دشمنان در امان باشد.
سید قطب میگوید: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ»؛ یعنی قرآن چه از ناحیه خاستگاه و چه از ناحیه ذات و چه از ناحیه جهتگیریها دارای کرامت است. «فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ»؛ یعنی مصون و محفوظ است که تفسیر آن در آیه بعد، یعنی «لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» آمده است. چون مشرکان ادعا کرده بودند که شیطان این قرآن را نازل کرده و آیه- در واقع- ابطال این پندار واهی است؛ زیرا شیطان به این کتاب که در علم و حراست خداوند محفوظ است هرگز دسترسی ندارد و تنها ملائکه پاک و مطهرند که مفتخر به شرف نزول قرآن گردیدند؛ لذا بعد از این آیه میفرماید: «تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ»؛ یعنی تنزیلی از جانب خداوند عالمیان است [نه از ناحیه شیطان » [٢].
آیا علم به تأویل تنها از آن خداست؟
درباره وقف بر «إلّا اللّه» در آیه «وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ» و شروع از «وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا» [٣] و نیز در اثر وجود پارهای روایات که تنها خداوند از تأویل آگاهی دارد و راسخان در علم هم تأویل را نمیدانند و آن را به علم خدای سبحان واگذار میکنند، پرسش فوق مطرح شده است.
از جمله روایاتی که به این مطلب اشاره میکند، بخشی از خطبه «اشباح» در نهج البلاغه است؛ امیر مؤمنان میفرماید: «پس ای پرسنده، بیندیش! و آنچه قرآن از وصف پروردگار به تو مینماید بپذیر و نور هدایت قرآن را چراغ راه خود گیر و از آنچه شیطان تو را به دانستن آن وا میدارد، و کتاب خدا آن را بر تو واجب نمیشمارد و در سنت رسول و ائمه هدی نشانی ندارد، دست بدار و علم آن را به خدا واگذار- که دستور دین چنین است و نهایت حقّ خدا بر تو این است؛ و بدان!
[١] «این قرآنی ارجمند است، در نوشتههای پنهان [لوح محفوظ] که جز پاکان بدان نرسند». واقعه ٥٦: ٧٩- ٧٧.
[٢] فی ظلال القرآن، ج ٧، ص ٧٠٧- ٧٠٦. مجمع البیان، ج ٩، ص ٢٢٦.
[٣] آل عمران ٣: ٧.