تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٠٨ - منابع تفسیر در عصر تابعان
منابع تفسیر در عصر تابعان
در آن عهد تلقی از استاد و فراگیری تفسیر از وی عنصر اول و برترین ابزار برای فهم کتاب خدا به شمار میرفت؛ زیرا تابعان دنبالهرو صحابه و مشخصا پرورش یافتگان مکتب آنان بودند؛ لذا به طور طبیعی در مسیر آنان حرکت کرده و شیوه آنان را در پیش میگرفتند، با این تفاوت که در عهد تابعان، قلمرو اسلام گسترش یافته بود و اقوام گوناگون- گروه گروه- به تشرف دین اسلام روی میآوردند- و چنان که گفتیم- به طور طبیعی دانش و آداب و فرهنگ خویش را نیز با خود به درون حوزه اسلام میکشاندند؛ لذا تابعان با همراه داشتن این گستره دانش، دامنه تفسیر را گستردهتر کردند و آفاق جدیدتر و وسیعتری را بر روی خود گشودند و روز به روز بر تلاش خود افزودند.
بدون شک، هر چه دانش شخص افزودهتر و اطلاعات او متنوعتر و آشنایی او به مسائل روز گستردهتر گردد، از هر بافت یا شیوهای که باشد، بینش او زیادتر خواهد شد و دامنه فکری و توان فهم او در امور، توسعه خواهد یافت.
با این مقدمه، میتوانیم منابعی را که تکیه گاه تابعان برای فهم قرآن بوده است و آنان در تبیین مقاصد و اهداف قرآن بدان تمسک میجستهاند به موارد زیر تقسیم کنیم:
١. قرآن
چون قراین و دلایل موجود در کلام هر گوینده، خود بهترین شاهد برای کشف مقصود وی و پی بردن به هدف وی به شمار میآید؛ قرآن نیز از این قاعده مستثنا نیست. قرآن هم- بنا به قول امیر مؤمنان علیه السّلام- گویایی برخی از آیاتش به یکدیگر وابسته است و بعضی از آن گواه برخی دیگر است. «و ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض» [١].
٢. احادیث پیامبر و اقوال صحابه
پرسش پیرامون معانی تعدادی از آیات قرآن در عهد پیامبر صلّی اللّه علیه و اله بسیار بود و پیامبر هم همان گونه که مأمور ابلاغ بود، مأمور تبیین قرآن نیز بود؛ لذا از آن سؤال و جوابها مجموعه عظیمی را گرد آورد. این
[١] نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه ١٣٣، ص ١٩٢. در جای دیگر فرموده است: «أنّ الکتاب یصدّق بعضه بعضا»، خطبه ١٨، ص ٦١.