تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٧٩ - آیا حدیث منقول از صحابه، سخن پیامبر به شمار میرود؟
آیا حدیث منقول از صحابه، سخن پیامبر به شمار میرود؟
علامه طباطبایی در تفسیر آیه «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ ...» [١]
میفرماید: «این آیه بر حجیت سخن پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در مقام بیان آیات قرآن دلالت میکند و سخن اهل بیت علیهم السّلام نیز به گفتار پیامبر ملحق میشود، به دلیل حدیث متواتر ثقلین و احادیث دیگر که بدان اشاره میکند. اما دلیلی بر حجیت گفتار دیگران- صحابه و تابعان و دیگر علما- وجود ندارد؛ زیرا آیه شامل آنان نمیشود و نص قابل اعتماد دیگری که حجیت گفتار همه امت را ثابت کند در دست نیست- و در ادامه میگوید:- البته آنچه گفته شد در آن بخش از گفتارشان است که از خود آنان دریافت شده باشد. اما احادیثی که حاکی از بیان پیامبر است، اگر متواتر یا با قرینهای قطعی و مانند آن همراه باشد حجت است، ولی اگر متواتر نبود یا در کنار آن قرینهای وجود نداشت حجت نیست؛ زیرا مشخص نمیشود که سخن پیامبر باشد.
- همچنین میگوید:- آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» [٢] منافی گفتار ما نیست زیرا این آیه اشاره به حکم عقلاء است- مبنی بر اینکه جاهل باید به عالم رجوع کند- و اختصاص به گروهی ندارد» [٣].
حاکم نیشابوری میگوید: «بر پژوهنده علم شایسته است بداند تفسیر صحابیای که شاهد وحی و نزول قرآن بوده است در نزد شیخین [٤] حدیث مسند به شمار میرود؛ یعنی اگر سلسله سند به صحابی جلیل القدری ختم گردد برای اسناد حدیث به پیامبر کافی است، هر چند خود آن صحابی حدیث را به شخص پیامبر اسناد نداده باشد». این مطلب را حاکم در دو جای مستدرکش یادآور شده است؛ [٥] سخن او فراگیر است و شامل گفتارهایی میشود که محتوای آن تنها از طریق وحی قابل شناخت باشد یا امکان راه یافتن به آن از غیر طریق وحی نیز ممکن باشد. به همین دلیل این سخن با این عمومیت و اطلاق را نمیتوان پذیرفت؛ لذا وی
[١] «و قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آن چه را که برایشان نازل شده است بیان داری ...» نحل ١٦: ٤٤.
[٢] «اگر خود نمیدانید از آگاهان بپرسید». نحل ١٦: ٤٣.
[٣] المیزان، ج ١٢، ص ٢٧٨.
[٤] مراد؛ محمد بن اسماعیل بخاری و مسلم بن حجاج نیشابوری است.
[٥] المستدرک علی الصحیحین، ج ٢، ص ٢٥٨ و ٢٦٣.