تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٢٢٠ - صحابه مفسر
میآوریم: ابن عباس درباره آیه «قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ» [١] که در آن به دو بار مردن و زنده شدن اشاره رفته است، گفته: قبل از آنکه شما را بیافریند مرده بودید؛ این یک مردن به شمار میآید؛ سپس شما را آفرید که این یک بار زنده شدن است. آنگاه شما را میمیراند و به قبرها سرازیر میشوید که این مردن بار دوم است و سپس در روز رستاخیز شما را برمیانگیزد؛ که این، زندگی دوباره است. بنابراین دو بار مردن و دو بار زنده شدن روشن میگردد. آنگاه ابن عباس تفسیرش را با آیات دیگر قرآن تأیید میکند و میگوید: این آیه همانند آیه «کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً، فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» [٢] است.
سیوطی این تفسیر را از ابن مسعود و ابو مالک و قتاده نیز نقل کرده است. [٣]
٢. رعایت اسباب نزول
اسباب نزول نقش بسیار مهمی برای رسیدن به مفاهیم قرآن دارد؛ زیرا آیات و سورههای قرآن به تدریج و در فواصل زمانی مختلف و مناسبتهای گوناگون نازل گردیده است؛ از این رو آیهای که در مناسبتی خاص و برای حل مشکلی خاص نازل گردد با آن حادثه ارتباطی تنگاتنگ دارد به گونهای که اگر شناخت آن مناسبت میسر نگردد فهم هدف اساسی آیه نیز ممکن نخواهد بود؛ لذا کسی که به بررسی مفاهیم قرآن همت میگمارد، قبل از هر چیز باید شأن نزول آیه را بداند- البته اگر شأن نزولی داشته باشد-.
به همین دلیل ابن عباس، دانشمند بزرگ امت، به این موضوع کاملا توجه داشته و در فهم معانی قرآن، در موارد بسیاری بر دانستن اسباب نزول تکیه نموده است. او همواره در مورد اسباب و اشخاص و سایر مسائل مربوط به شأن نزول با جدیت پرسش مینموده و همین امر موجب برجستگی و مهارت وی در فن تفسیر
[١] «گویند: پروردگارا! دو بار ما را به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی». غافر ٤٠: ١١.
[٢] «چگونه خدا را منکرید؟ با آنکه مردگانی بودید و شما را زنده کرد، باز شما را میمیراند [و] باز زنده میکند.
[و] آنگاه به سوی او باز گردانده میشوید». بقره ٢: ٢٨.
[٣] الدر المنثور، ج ٥، ص ٣٤٧. جامع البیان، ج ٢٤، ص ٣١.