مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٠٦ - ولايت عامه و ولايت خاصه
ابنعربى در فصوص الحكم بار ديگر به اين رؤيا اشاره مىكند و در ادامه آن مىنويسد:
سببى كه موجب شده است كه او دو آجر را ببيند، آن است كه او در ظاهر، تابع شرع خاتمرسولان است. و اين جاى خالى آجر نقره است. اين ظاهر، او و احكامى است كه او از آنها پيروى مىكند. همينطور او در باطن (سرّ) آنچه را به صورت ظاهر است، از اللّه اخذ كرده، تبعيت مىكند.[١]
البته عبارتهاى ابنعربى درباره خاتم ولايت محمدى (ولايت خاصه) مضطرب است و همين امر موجب تحيّر شارحان او شده است. در اين ميان، كسانى چون سيدحيدر آملى[٢] كه از يك سو، ارادتمند به ابنعربى و از سوى ديگر، معتقد به مهدىموعود هستند و بر اساس عقايد تشيع، آن وجود مقدس را خاتم ولايت مىدانند، دست به توجيه يا انتقاد زدهاند.[٣] اين در حالى است كه در برخى ديگر از عبارات، ابنعربى مهدى موعود٧ را خاتم اوليا معرفى مىكند؛ مثلاً در فتوحات مكيه باب معرفت وزراى مهدى ظاهر در آخرالزمان آورده است:
خداوند را خليفهاى است موجود كه ظاهر مىگردد و ظهورش در زمانى اتفاق مىافتد كه دنيا پر از جور و ستم باشد و او دنيا را پر از عدل و قسط مىفرمايد و اگر از عمر دنيا جز يك روز نماند، خداوند آن را طولانى مىگرداند تا آن خليفه ولايت كند. او از عترت رسولالله٩ و جدش حسنبنعلىبنابىطالب است.
و پس از ذكر شمايل و فضايل حضرت مهدى٧ و توصيف ياران و شرح آغاز كار آنحضرت، اين اشعار را مىآورد:
أَلا إِنّ ختم الأَولياء شهيد *** و عين إِمام العالمين فقيد
هوالسيد المهدي من آل أَحمد *** هو الصارم الهندي حين يبيد
هوالشمس يجلو كلّ غم و ظلمة *** هو الوابل الوسميّ حين يجود[٤]
يعنى «آگاه باشيد كه ختم اوليا شهيد است و عين امام جهانيان گم گشته [مردمان] است.
[١] ابنعربى، فصوصالحكم، ص ٦٣.
[٢] سيد حيدر آملى، جامع الاسرار و منبع الانوار، ص ٤١٩ - ٤٢٠ و ٤٣٢.
[٣] ر. ك: محسن جهانگيرى، محيىالدين عربى، ٤٧٢ - ٤٨١.
[٤] ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ٣، ص ٣٢٧ - ٣٢٨.