مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٩٢ - دو دليل بر مدعاى يادشده
اتو در اين ديدگاه خود از سنتى پيروى مىكند كه پايهگذار آن در دوران معاصر، شلايرماخر (١٧٦٨ - ١٨٣٤) است. اتو از ستايشگران شلايرماخر و به شدّت تحت تأثير او بود و افتخار «كشف دوباره دين» را به او نسبت مىداد.[١] شلايرماخر ادعا مىكرد كه تجربه دينى، تجربهاى عقلى نيست، بلكه «احساس اتكاى مطلق و يكپارچه به مبدأ يا قدرتى متمايز از جهان است.»[٢] از نظر او اين تجربه، تجربهاى شهودى است كه اعتبارش قائم به خود (authenticating - self) و مستقل از مفاهيم، تصورات، اعتقادات يا اعمال است و چون اين تجربه، نوعى احساس است و از حد تمايزات مفهومى فراتر مىرود، نمىتوانيم آن را توصيف كنيم.[٣] اتو هرچند در تبيين و توصيف اين تجربه، نقدهايى بر شلايرماخر وارد آورد، اما در اصل اين كه اين تجربه از نوع احساس و احوال و عواطف است، با او توافق داشت.
شلايرماخر و به پيروى از او اتو، درصدد آن بود كه عقيده و عمل دينى را از اتكا به عقايد متافيزيك و نظامهاى كليسايى برهاند و آن را بر پايه تجربه انسانى بنيان نهد. اينگرايش موجب شد تجربه دينى به جنبههايى از تجربه انسانى اشاره داشته باشد كه مقدم بر انديشه و برتر از لفظ و زبان و يا به گونهاى مستقل از ساختارهاى زبانى انديشه و فكر باشند.
دو دليل بر مدعاى يادشده
دو دليل مهم براى اتخاذ اين موضع درباره تجربه دينى مىتوان يافت:
نخست: دليل نخست توصيفى است و بر بررسى پديدارشناسانه تجارب گوناگونى كه به عنوان تجربه دينى شناخته مىشوند و تلاش براى دستيابى به هسته مشترك اين
[١] ر.ک: مقدمه اتو بر کتاب درباره دين شلايرماخر؛ نيز مقاله او:
“How Schlieirmacher Rediscovered the Sensus Numinus” in: Religious Essays, pp. ٦٨-٧٧.
[٢] Friedrich Schleiermacher, The Christian faith, Endinburgh, T, and t. Clark, ١٩٢٨, p.١٧.
[٣] مايكل پترسون و ديگران، عقل و اعتقاد دينى، ص ٤١.