مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٨٥ - مقايسه و ارزيابى
هرگز تكامل دين را در غناى اين مفاهيم نمىجست، بلكه همچنان اصرار داشت كه گوهردين، همان احساس وابستگى مطلق است و هرچه اين احساس عميقتر باشد، عنصر تدين در وجود انسان زندهتر خواهد بود.
٥. اگر تجربه دينى را مربوط به بعد شهودى و نه احساسى بدانيم، غناى مفاهيم الاهياتى، حاكى از پيشرفت صاحب تجربه در تفسير و تعبير تجربه خود است و البته اين امر، تلازمى با كاملتر بودن نفس تجربه ندارد. از اين رو، حتى اگر كانون تجربه دينى را شهود بدانيم و نه احساس، باز هم نمىتوانيم ميان رشد مفاهيم عقلانى و تكامل دين تلازم برقرار سازيم.
مقايسه و ارزيابى
انديشههاى ابنعربى درباره وحدت اديان به تفصيل بيان شد. در مقايسه ميان ديدگاههاى اتو و ابنعربى در اين موضوع، چند نكته شايان توجه است:
الف) تفاوت ديدگاههاى ابنعربى و اتو درباره حقيقت دين، بهطور مؤثرى تفسير ايشان از وحدت اديان را متفاوت كرده است. اتو حقيقت دين را در درون انسان مىجويد و آن را در تجربه مينوى تشخيص مىدهد و بنابراين، مراد او از وحدت اديان اين خواهدبود كه تجربه دينى، در طول تاريخ، حقيقتى واحد دارد كه به شكلهاى گوناگون تجلى كرده است. البته مقصود آن نيست كه از نظر اتو تجربه مينوى، يك امر انسانى صرف است؛ زيرا يك سوى تجربه مينوى، انسان و سوى ديگر آن، خداوند است.
اما ابنعربى حقيقت دين را وحى رسالى مىداند كه توسط پيامبران خدا دريافت شد و به مردم ابلاغ گشت. اين وحى، هر چند خود مصداقى از تجربه دينى است، اما اولاًاختصاص به پيامبران دارد، ثانياً از درون برنيامده، بلكه از بيرون افاضه شده است، وثالثاً محتوايى كاملاً هدايتى و معرفتى دارد. بنابراين، وحدت اديان نزد ابنعربى اختصاص به آن دسته از اديان دارد كه مستند به تعاليم پيامبرى از پيامبران خدا است و مقصود از آن، وحدت محتوايى تعاليم اديان آسمانى، علىرغم اختلاف در صورت
[١] همين نوشتار، ص ٢١٣ - ٢٣٢.