مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٢ - زندگى و آثار (١٨٦٩ - ١٩٠٩م)
و نظريات داروين، بحث و گفتوگو مىكرد و بىصبرانه منتظر روزى بود كه بتواند به پرسشهاى خود در اين باره پاسخ گويد.
در سال ١٨٨٨ پس از به پايان بردن دوره دبيرستان، در اين كه آيا با دوستانش به دانشگاه گوتينگن برود يا تنها در ارلانگن بماند، مردد بود. تنها چيزى كه او را از رفتن به گوتينگن بازمىداشت، غلبه الاهيات ليبرال در آنجا بود. اتو مىترسيد تحت تأثير فضاى ليبرال آن دانشگاه، در باورهايش در مورد راست دينى محافظه كار، تزلزل پديد آيد. از اين رو، به اميد آنكه بتواند از اين عقايد دفاع كند، در دانشگاه فردريك آلكساندر، در ارلانگن ثبت نام كرد؛ اما پس از مدت كوتاهى در عيد پاك[١] سال ١٨٨٩، هنگامى كه براى
آغاز مطالعات رسمىاش در الاهيات آماده مىشد، تصميم گرفت به گوتينگن برود، هرچند بنا داشت با تمايل حاكم در آنجا به مدرن كردن الاهيات كارى نداشته باشد. باوجود اين، عزيمت به گوتينگن، آغاز مرحله تازهاى در الاهيات، بلكه در زندگى اتو بهشمار مىرود.[٢]
يك ترم بعد، وقتى اتو به ارلانگن بازگشت (١٨٨٩ - ١٨٩٠) تغيير محسوسى در افكار و روحيات او پديد آمد. او به شدت تحت تأثير آرا و افكار متكلم الاهيات سيستماتيك،[٣]
[١] Easter.
[٢] Ibid., pp.١٠ – ١١.
[٣] systematic theology آن را به الاهيات دستگاهمند، نظاممند و الاهيات مدون و جامع ترجمه كردهاند. اين شعبه از الاهيات در حقيقت كل مباحث الاهيات را در بر مىگيرد و در آن به وظايف گوناگون اين علم توجه مىشود. صفت systematic در اينجا بدين معنا نيست كه در اين بخش از الاهيات، همه موجودات از خدا تا كوچكترين ذرات يك نظام (system) مقام خاص خويش را دارند، بلكه عنوان system دالّ بر اين است كه موضوع الاهيات مدون و جامع، اوّلاً تنظيم و تدوين همه اجزاى مقوم علم الهى در يك منظومه جامع و مدون است و ثانياً، تشخيص نسبتى است كه با ديگر علوم و معارف بشرى دارد، خصوصاً آنها كه به الاهيات نزديكند و ثالثاً، تحكيم اين ارتباط است. از اين رو، مىتوان آن را به سهبخش فرعى تقسيم كرد:
الف) الاهيات فلسفى، الاهيات فلسفى عهدهدار ايجاد رابطه ميان تفكر دنيوى و غيردينى (secular) و الاهيات است و روش آن تشريحى و توصيفى است و در جهت روشن ساختن مفاهيم اصلى الاهيات گام برمىدارد و در شرايطى تحقيقمىكند كه اصولاً علمى به نام الاهيات را ممكن مىسازد.
ب) الاهيات جزمى (dogmatic theology)، كه به تحقيق در اصول و اعتقاداتِ (dogma) دينى مىپردازد. مسائلى از قبيل تثليث، خلقت، هبوط و معاد، در زمره مسائل اصلى اين قسم الاهيات است.
ج) الاهيات اِعمالى يا اطلاقى (applied theology)، كه در آن به شرح و وصف و اطلاق ايمان در وجوه مختلف زندگى عينى توجه مىشود و جوانب گوناگون فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى حيات ايمانى مطمح نظر قرار مىگيرد. (با استفاده از مقاله دكتر شهرام پازوكى، «مقدمهاى در باب الاهيات»، ارغنون، ش ٥ و ٦، ١٣٧٤).