تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ٥٥ - ((فـَوَرَبِّ السَّمـاءِ وَ الاَْرْضِ اِنَّهـُ لَحـَقُّ ))(٢٣٣)
--- پاورقى ---
[١]ـ دربـاره عـلت نـامـگـذارى هـمـزه وصـل گـفـتـه انـد: ((تـَوَصُّلاً لِلنُّطـْقِ بِها))، (توصّل در اينجا به معناى امكان پذير شدن مى باشد)، با آوردن همزه وصل ، نطق به ساكن امكان پذير مى شود.
[٢]ـ به اين مطلب در درس چهارم ، اشاره شده است .
[٣]ـ لازم به توضيح است كه براى تلفّظ صحيح حروف هنگام تلاوت قرآن ، دانستن و به كـاربـردن مـخـارج و صـفـات حـروف ، ضـرورى اسـت (مـخـارج حـروف ؛ يـعـنـى ، مـحـل تـلفّظ حروف ؛ و صفات حروف يعنى كيفيّتها و حالات مختلفى كه در تلفّظ حروف پديد مـى آيد، مانند سختى و سستى ، روانى و كندى ، بلندى و آهستگى و ...) ولى چون مدّت اين طرح آموزشى محدود است ناگزير تنها به توضيح حروفى بسنده شده كه تلفّظ آنها با فارسى فـرق دارد و از مـيـان صـفـات حـروف نـيـز بـه بـيـان چـنـد صـفـت مـهـم (اسـتـعـلا، اسـتـفـال ، قـلقـله ، ليـن و غـنـّه ) اكتفا كرديم . به يارى خداوند رحمان در فرصتهاى بعدى با مخارج و صفات حروف ، بيشتر آشنا خواهيم شد.
[٤]ـ مربيان محترم مراقب باشند حروفى كه اداى فارسى و عربى آنها يكسان است (مانند: ق ـ س ـ ز) از سوى متربّيان اشتباه تلفّظ نشود.
[٥]ـ بـراى درشـت و پـرحـجـم ادا شـدن آن ، زبـان گـود شـده و بـه طـرف بـالا متمايل مى شود و اين حالت در مورد سه حرف (ص ، ض ، ط) نيز پيش مى آيد.
[٦]ـ تغليظ ، همان تفخيم است كه در مورد ((لام )) به كار مى رود.
[٧]ـ اعراف (٧)، آيه ١٧٦ و هود (١١)، آيه ٤٢.
[٨]ـ مرسلات (٧٧)، آيه ٢٠.
[٩]ـ بـراى بـيـان مـقدار مدّ، بعضى از زمان تلفّظ الف و برخى ديگر از زمان بستن يا باز كـردن انـگـشـتـان دسـت استفاده مى كنند كه براى تقريب به ذهن خواهد بود. معيار اساسى ، همان حـركـت اسـت يـعـنـى زمان تلفّظ يك حرف متحرّك ، و اين زمان بر اساس انواع قرائتها ((تحقيق ، تدوير، تحدير)) متفاوت خواهد بود. هر كس بايد قرائت خود را معيار قرار دهد.
[١٠]ـ در جزوه روخوانى ، با رموز سجاوندى آشنا شديد.
[١١]ـ ادغـام كـبـيـر آن اسـت كـه مـُدغـَم متحرك باشد و چنانچه در حرف بعدى ادغام شود، بايد اول سـاكـن گردد، بدين جهت آن را ادغام كبير نامند و اگر مدغم ساكن باشد آن را ادغام صغير مى نـامـند كه خود بر سه نوع است : متماثلين ، متقاربين و متجانِسين كه شرح آنها در درس چهاردهم گذشت .
[١٢]ـ اسراء(١٧)، آيه ٩.
[١٣]ـ نحل (١٦)، آيه ٨٩.
[١٤]ـ سنن الدارمى ، عبدالله بن دارمى ، ج ٢، ص ٤٣٥، دار الفكر.
[١٥]ـ بحار الانوار، ج ٩٢، ص ١٧.
[١٦]ـ بقره (٢)، آيه ١٦٥.
[١٧]ـ نـاگـفـتـه نـمـانـد كـه آن مـعـجـزات نـيـز در كـتابهاى تاريخى ثبت و ضبط شده و با بررسى هاى تاريخى ، صحت و واقعيت آنها نيز ثابت مى گردد، ولى آنها همگى از نظر رتبه ، پس از قرآن مجيد قرار دارند.
[١٨]ـ با استفاده از ترجمه الميزان ، ج ١، ص ٦٧.
[١٩]ـ اسراء(١٧)، آيه ٨٨.
[٢٠]ـ اصول كافى ، ج ١، ص ٥٥؛ وسائل الشيعه ، ج ١٨، ص ٧٩.
[٢١]ـ وسايل الشيعه ، ج ١٨، ص ٧٨.
[٢٢]ـ حـجـر(١٥)، آيـه ٨٧، ق (٥٠)، آيـه ١، واقعه (٥٦)، آيه ٧٧، فصلت (٤١)، آيه ٤١ و زمر (٣٩)، آيه ٢٣
[٢٣]ـ مـسـتـدرك الوسـايـل ، مـيـرزا حـسـيـن نـورى ، ج ٤، ص ٢٣٦، مـؤ سـسـه آل البيت لاحياء التراث .
[٢٤]ـ همان ، ص ٢٣٧.
[٢٥]ـ بحار الانوار، ج ٩٢، ص ١٠٧.
[٢٦]ـ مزمّل (٧٣)، آيه ٢٠.
[٢٧]ـ فاطر(٣٥)، آيه ٢٩.
[٢٨]ـ اصول كافى ، ج ٢، ص ٤٤٦.
[٢٩]ـ ميزان الحكمة ، ج ٨، ص ٨١.
[٣٠]ـ بحارالانوار، ج ٩٢، ص ١٨٧.
[٣١]ـ اصول كافى ، ج ٢، ص ٤٤٦.