تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ٣٩ -           جمع آورى قرآن توسط هياءت حاكمه وقت
از حضرت صادق (ع ) نقل شده كه پيامبر اكرم (ص ) به حضرت على (ع ) فرمود:
((يـا عـَلِىُّ اَلْقـُرْانُ خـَلْفَ فـَراشـى فـِى الصُّحـُفِ وَ الْحـَريرِ وَ الْقَراطيسِ فَخُذُوهُ وَ اجْمَعُوهُ |وَ لا تُضَيِّعُوهُ ...))(١٥٧)
يا على ، آيات قرآن در پشت بسترم بر روى صفحات ، رقعه ها و تكه هاى حرير، پراكنده است ، آنها را برداشته گردآوريد و ضايع مسازيد.
حـضـرت عـلى (ع )، اول كـسـى بـود كـه بـعـد از وفـات پـيـامـبـر اكـرم (ص ) (و پـس از مراسم غسل و كفن و دفن آن حضرت ) در خانه نشست و قرآن را جمع آورى و تنظيم كرد؛ مشهور نزد علما و مـورّخـان شـيـعـه و سـنـّى ايـن اسـت كـه آن حـضـرت ، مـدت شـش مـاه مشغول جمع آورى قرآن و نظم و ترتيب آن بود.(١٥٨)
نـظـمـى كـه حـضـرت عـلى (ع ) بـه قـرآن داده بـود، بـر اسـاس تـرتـيـب نـزول بـود و اضـافـه بـر آن بـه مـوارد نـزول ، سـبـب نـزول ، كـسـى كـه آيـه يـا آيـات دربـاره او نـازل شـده ، مـكـان نزول ، زمان نزول و اينكه نزول آن در روز صورت گرفته يا شب ، نيز اشاره شده بود.
حضرت باقر(ع ) مى فرمايد:
هركس از مردم ادعا كند قرآن را آن طورى كه نازل شده جمع آورى نموده ، دروغ گفته به جز على بن ابى طالب (ع ).(١٥٩)
بـيـشـتـر عـلمـا و مـورخـان اهـل سـنـت نيز در اين مساءله اتفاق نظر دارند كه قرآن جمع آورى شده توسط حضرت على (ع ) بر طبق نزول آيات و داراى امتيازات فوق بوده است .(١٦٠)
حـضـرت عـلى (ع ) بـعـد از آنـكـه قـرآن را بـه صـورت فـوق جـمـع آورى و تنظيم نمود، آن را بـرداشـتـه و به مسجد آورد و در معرض ديد مسلمانان قرار داد، در حالى كه صحابه پيامبر از كوچك و بزرگ در مسجد و در اطراف ابوبكر گرد آمده بودند، حضرت على (ع ) با صداى رسا فرمود:
اى مردم ! پس از رحلت پيامبر(ص ) و فراغت از غسل و تجهيز وى ، بر جمع آورى و تنظيم قرآن ، هـمـت گماشتم و اكنون بدين صورت در دسترس شما قرار مى دهم ، به خدا قسم ! هيچ آيه اى از خـدا بـر پيامبرش نازل نشده ، مگر اينكه آن را ثبت كرده ام و هيچ كلمه و آيه اى از قرآن از من فراموش نشده و طبق قرائت پيامبر و آن طورى كه او به من ياد داده ، در اينجا نوشته ام و تفسير و تـاءويـل هـر يـك را بـخـوبـى از پـيـامـبـر بـه يـاد دارم ، تـا نـگـويـيـد كـه ماغافل بوديم و كسى به ما گوشزد نكرد.
در ايـن هـنـگـام عـمـر بن خطاب از جا بلند شد و گفت : اى على ! قرآنى كه نزد ماست ، ما را بى نياز مى كند از آنچه تو ما را بدان مى خوانى .
حـضـرت عـلى (ع ) با شنيدن سخنان عمر بن خطاب و بى تفاوتى صحابه ، قرآنى را كه با خـود آورده بـود، بـه خـانـه بـرگردانيد(١٦١) و ديگر آن را به هيچ كس نشان نداد و آن قرآن در دست فرزندان معصوم آن حضرت بود تا به امام عصر(عج ) رسيد.(١٦٢)
با نپذيرفتن آن قرآن خسارتى بزرگ به مسلمانان وارد شد، زيرا در آن قرآن ، با توجه به تـرتـيـب خـاص و مـطـالب تـوصـيـفـى كـه نـوشـتـه شـده بـود، اشـارات و دلايـل و مـعـارفـى وجـود داشـت كـه مـى تـوانـسـت روشنايى و بصيرت مسلمانان را تا حد زيادى افزايش دهد.
جمع آورى قرآن توسط هياءت حاكمه وقت
بـعـد از آنـكه دستگاه حاكمه آن روز، مصحف على (ع ) را رد كرد، خود را ناچار ديد كه بدين كار اقـدام نـمـايـد، چرا كه جمع كردن اجزاى متفرق قرآن و حفظ آن از پراكندگى ، مساءله مهمى بود كـه چشم پوشى از آن ممكن نبود، زيرا بايد در جميع شؤ ون زندگى ، به قرآن مراجعه كرد و براى اين كار بايد در يك جا جمع مى شد تا بتوانند به آن رجوع كنند.