تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ١٨ -           ١ ـ تدبر در قرآن
(((ايـن تـلاوت كـنـنـدگـان بـحـق ) كـسـانـى انـد كـه بـه شـيـوه تـرتـيـل آيـاتـش را مـى خـوانـنـد و مـعـانـيـش رافـهـم مـى كـنـنـد و بـه احـكـام آن عـمـل مـى نـمـايـنـد و امـيـد بـه وعده الهى دارند و از عذابش در خوف و هراس به سر مى برند و قصص آن را مجسم مى بينند و از مثلهايش عبرت مى گيرند، اوامرش را اجرا مى كنند و از محرماتش دورى مى گزينند؛
و آن ـ بـه خـدا قـسـم ـ صـرفـا بـا حـفـظ آيـات و چـيـنش منظم حروف و تلاوت سوره ها و درس و يـادگـيـرى يـك دهـم و يـك پـنـجـم قـرآن حـاصـل نـمـى شـود، (كـسـانـى كـه تـنـهـا بـه هـمـيـن مسائل اكتفا كنند) حروفش را حفظ و حدودش را تباه كرده اند. و جز اين نيست كه (حق تلاوت ) همان تـدبـر در آيـاتـش اسـت چـرا كـه خـداونـد مـى فرمايد ((اين كتابى است پر بركت كه بر تو نازل كرديم تا در آيات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند.))(٤٩)
روشـهـاى مـراجـعـه بـه قـرآن براى تدبر در آن : مراجعه به قرآن براى تحقق اين امر به دو صـورت ممكن است : مراجعه مستقيم و مراجعه آموزشى ؛ البته براى اينكه مراجعه كننده به قرآن خـداى نـاكـرده دچـار انـحـراف نـشـده و در جـريـان تـدبـر در آيـات بـه اشـتـبـاه نـيـفـتـد، داشـتن حـداقـل شـرايـطـى بـراى او ضـرورى اسـت ؛ كه در اينجا ابتدا به شرايطى كه براى مراجعه مستقيم به قرآن ضرورت دارد، اشاره مى كنيم :
١ ـ دانـسـتـن زبان عربى : از آنجا كه قرآن به زبان عربى است ، ياد گرفتن زبان عربى ، شرط اول مراجعه مستقيم به قرآن كريم است .(٥٠)
٢ ـ آشـنـايـى بـا لغـت : قـدرت اسـتـفاده از كتابهاى لغت و نيز رعايت اينكه ما كلمات را بر همان مـعـنايى حمل كنيم كه در عصر نزول به كار رفته است ،(٥١) چون ممكن است معانى كلمات در مـيـان مـردم بـا گـذشـت زمـان تـغـيـيـر يابد. پس لازم است از در آميختن زبان قرآن با فرهنگ زبانها و اصطلاحات دورانهاى بعد اجتناب كرد.
٣ ـ آشـنـايـى بـا تـاريـخ اسـلام : قـرآن مـثـل تـورات يـا انـجـيـل نـيـسـت كـه يـكـبـاره نـازل و عـرضـه شـده بـاشـد، بـلكـه ايـن كـتـاب در طـول ٢٣ سـال دوران زنـدگـى پـيـامـبـر ـ از بـعـثـت تـا وفـات ـ در خـلال جـريـانـات پـر هـيـجان تاريخ اسلام ، نازل شده است و از اين رو آيات قرآن داراى شاءن نـزول اسـت . البـتـه شـاءن نـزول (يعنى واقعه ، وضع و شرايطى كه به مناسبت آن ، آيه يا سـوره اى نـازل شده است ) معناى آيه را در خود محدود نمى كند و مضمون و حكم آيه را مختص خود نـمـى گـردانـد، بـلكـه دانـسـتـن آن تـا حـدود زيادى ما را در درك مقصود و مضمون آيه يارى مى كند.(٥٢)
٤ ـ آشنايى با حديث : پيامبر اسلام (ص ) به تصريح قرآن ، اولين مفسر اين كتاب است (مفسر يـعـنى بيان كننده و روشنگر). آنچه از پيامبر(ص ) رسيده است ، ما را در تفسير قرآن يارى مى دهـد و براى ما كه شيعه هستيم و به ائمه اطهار معتقديم ، روايات معتبرى كه از ائمه رسيده نيز همان اعتبار روايات معتبرى را داردكه از ناحيه رسول خدا(ص ) رسيده است .(٥٣)
٥ ـ آشنايى نسبى به كل قرآن : نكته مهمى كه در بررسى قرآن بايد به آن توجه داشت ، اين است كه در درجه اول بايد قرآن را به كمك خود قرآن شناخت . مقصود اين است كه آيات قرآن در مـجـموع ، يك ساختمان به هم پيوسته را تشكيل مى دهند، يعنى اگر يك آيه از آيات قرآن را جدا كنيم و در صدد باشيم كه تنها همان يك آيه را بفهميم ، شيوه درستى انتخاب نكرده ايم . البته مـمـكـن است فهم ما از همان يك آيه درست باشد، ليكن چنين كارى دور از احتياط است . آيات قرآن ، بـرخـى مـفـسـر بـرخـى ديـگر است و به گفته بعضى از مفسران بزرگ ، ائمه اطهار اين روش تـفـسـيـرى را تـاءيـيـد كـرده اند.(٥٤) اهميت اين روش در هنگام برخورد با آيات متشابه ، بيشتر روشن مى شود.