تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ٥٤ -           ٩ ـ در مواردى نيز به نفس انسان
مرحوم طبرسى صاحب تفسير مجمع البيان در اين باره مى گويد:
خـداونـد بـه ايـن اشـيـاء (آفـريـده هـايش ) سوگند ياد كرده به جهت منافع فراوانى كه براى بـنـدگـانـش در آنـهـا وجـود دارد و بـه خاطر نشانه هايى كه بر يگانگى و وحدانيت وى و آثار قدرت نامتناهى اش در آنها نمودار است .(٢٢٣)
قسمهاى قرآن :
خـداونـد مـتعال در قرآن مجيد، علاوه بر ذات خويش به مخلوقاتش نيز سوگند ياد كرده است . در يك تقسيم بندى غالب سوگندهاى قرآن را مى توان چنين تقسيم كرد.
١ ـ سـوگـند به ذات پروردگار:
در دو مورد به لفظ جلاله ((اللّه )) و در شش مورد به كلمه ((ربّ)) كه اشاره به وصف ربوبيّت حق تعالى است ، سوگند ياد شده است ، مانند آيه :((تَاللّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ))(٢٢٤)
٢ ـ سوگند به فرشتگان مانند:
((وَ النّازِعاتِ غَرْقا وَ النّاشِطاتِ نَشْطا ... فَالْمُدَبِّراتِ اَمْرا))(٢٢٥)
٣ ـ سوگند به جان پيامبر(ص ):
((لَعَمْرُكَ اِنَّهُمْ لَفى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ))(٢٢٦)
٤ ـ سوگند به قرآن مجيد مانند:
((يس وَ الْقُرْانِ الْحَكيمِ))(٢٢٧)
٥ ـ سوگند به قيامت مانند:
((وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ))(٢٢٨)
٦ ـ سـوگـنـد بـه پـديـده هـاى آفرينش
، همچون آسمان ، خورشيد، ستارگان ، زمين ، ماه ، باد، ابر، دريا، كشتى ، انجير و زيتون .(٢٢٩)٧ ـ سـوگـند به زمانهاى مختلف
، چون سپيده دم (فجر)، چاشتگاه ، عصر، غروب آفتاب ، روز و شب .(٢٣٠)٨ ـ سوگند به مكانهاى مقدس ، چون :
مكه ، كوه طور و بيت المعمور.(٢٣١)٩ ـ در مواردى نيز به نفس انسان
، وجدان انسانى ، قلم و نوشته ، به اسبان پيكارگر، شفع ، وتر و ... قسم ياد كرده است .(٢٣٢)مورد قسم :
در پـاسـخ بـه ايـن سـؤ ال كـه قسمهاى قرآن براى تاءكيد بر چه مطالبى آورده شده ، بايد گفت : قسمهاى قرآن يا براى مواردى آورده شده كه اعتقاد بشر به آنها لازم و ضرورى است و يا براى تاءكيد بر حالات و روحيات بشر است .
دسـتـه اول ، مثل وحدانيت خداوند، وقوع قيامت ، مبعوث شدن پيامبران ، نبوت پيامبر گرامى اسلام (ص )، عـظـمـت قـرآن ، حـقـانـيـت وعده الهى در تضمين رزق و روزى ، وحى بودن آنچه پيامبر مى گويد، بيان شده و مورد تاءكيد قرار گرفته اند.
دسته دوم ، مثل تاءكيد بر آفرينش انسان در بهترين صورت ، آفرينش انسان در رنج و سختى ، وجود نگهبانان و حافظانى بر انسان ، زيانكار بودن انسانها جز مؤ منان نيكوكار، فطرت حق شناس انسان و تاءكيد بر رستگارى كسانى كه خودسازى را پيشه كردند.
تناسب قسم با مورد آن :
در گـذشته گفتيم كه قسم براى تاءكيد آن مطلبى است كه مورد قسم واقع شده است . اينك اين سؤ ال پيش مى آيد كه آيا بين اين قسمها و موارد آن رابطه اى وجود دارد و يا هر قسمى در قرآن بـدون داشـتـن رابـطـه مـناسب براى مطلبى آورده شده است ؟ محققان علوم قرآنى وجود رابطه را حـتـمـى دانسته و در توجيه آن سخنها گفته اند. از بين همه آنها، به سخن علامه طباطبايى (ره ) نـويسنده تفسير گرانقدر الميزان اكتفا مى كنيم كه با كلامى رسا، اين رابطه را تبيين نموده و فرموده است :
خـوانـنـده عـزيـز، اگر در آياتى كه خداى تعالى در آنها سوگند ياد كرده دقت بفرمايد، خواهد ديـد كـه خـود سـوگـنـدهـا، حـجـت و بـرهانى است كه بر حقانيت جواب قسم دلالت مى كند، نظير سـوگـنـدى كـه در مـورد رزق خـورده و فـرمـوده : ((فـَوَرَبِّ السَّمـاءِ وَ الاَْرْضِ اِنَّهـُ لَحـَقُّ...))(٢٣٣) كـه در عـيـن ايـن كـه سـوگـنـد خـورده بـر حـقـيـقـت رزق ، دليل آن را هم بيان كرده و آن اين است كه خداى تعالى رب و مدبّر آسمان و زمين است و مبداء رزق مـرزوقـيـن هم همان تدبير الهى است ؛ و سوگندى كه در مورد مستى كفار ياد كرده ، مى فرمايد: ((لَعَمْرُكَ اِنَّهُمْ لَفى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ))(٢٣٤) در عين سوگند بر گمراهى و كورى آنان ، دليل آن را هم بيان كرده و آن جان پيامبر است ، كه جانى طاهر و به عصمت خدايى مصون از هر نـقص است ، و معلوم است كه مخالف چنين پيامبرى معصوم ، در مستى و سرگردانى بسر مى برد و سـوگـنـدى كـه در رسـتـگـارى نـفوس الهى و خسران نفوس آلوده ياد كرده ، مى فرمايد: ((وَ الشَّمـْسِ وَ ضُحيهاَ ...َ وَ نَفْسٍ وَ ما سَوّيهاَ فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويهاَ قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّيهاَ وَ قَدْ خـابَ مـَنْ دَسـّيـهـا))(٢٣٥) كـه در عـيـن ايـنـكـه سـوگند ياد كرده ، دليلش را هم آورده مى فـرمـايد: نظامى را كه در خورشيد و ماه و شب و روز جريان دارد و منتهى شده به پيدايش نفسى كـه فـجـور و تـقـوايش به او الهام شده ، خود دليل است بر رستگارى كسى كه نفس را تزكيه كند و خسران كسى كه آن را آلوده سازد.(٢٣٦)