تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ٢٧ -           د ـ اعـجـاز قرآن از جهت آورنده آن
ب ـ اِخـبـار از غـيـب (آيـنده ):
حقايقى كه شناخت آن ها با ابزارهاى عادى ـ كه دراختيار همگان است ـ ميسّر نيست ((غيب )) ناميده مى شود. به عنوان مثال ، خبر از رويدادهاى آينده كه راه متعارفى براى دانـسـتـن آن هـا در دسـت نـيـسـت ، از مصاديق ((اخبار از غيب )) به شمار مى رود. يكى از وجوه اعجاز قرآن اين است كه از برخى حوادث مربوط به آينده خبر داده است . در اين جا، به مواردى از آن ها اشاره مى كنيم :١ ـ مرگ ابولهب و زنش در حالت كفر: سوره تبّت ؛
٢ ـ پيروزى روميان در كم تر از ده سال پس از شكستى كه از ايران خورده بودند: سوره روم ، آيات ٢ ـ ٥؛
٣ ـ فتح مكّه ؛ سوره فتح ، آيه ٢٧؛
٤ ـ عجز و ناتوانى ابدى كفّار از مقابله با قرآن با لفظ ((لَنْ تَفْعَلُوا)): سوره بقره ، آيه ٢٤؛
٥ ـ محفوظ ماندن قرآن از هرگونه دستبردى در طول تاريخ : سوره حجر، آيه ٩.
ج ـ طـرح مـطـالب عـلمـى :
انـسـان بـه كـمك حواس خود، از عالم طبيعت آگاه مى شود. اما همواره دو محدوديت بزرگ در اين راه وجود دارد:١ ـ نـارسـايـى حـواس و ابـزارهـاى آن از پـى بـردن بـه هـمـه مـوجـودات ، چـه بـه دليل كوچكى مثل اتم و چه به دليل دورى مثل كهكشان ها؛
٢ ـ ناتوانى از كشف تمامى روابط و قوانين حاكم بر جهان آفرينش .
هر چند بشر مى تواند به تدريج از اين محدوديتها بكاهد، اما اين موضوع نيازمند گذشت زمان و صرف سرمايه ها و داشتن وسايل و ابزار است و بدون اين ها، راهى جز ((وحى )) براى خبر دادن از حقايق دور دست و ناشناخته طبيعت و يا قوانين حاكم بر هستى وجود ندارد.
قـرآن كـريـم در آن زمـان و در مـحيطى آكنده از جهالت و خرافات ، با بيانى حاكى از اشراف و تـسـلط بـر پـديـده هـاى جـهـان و طـبـيـعـت ، سـخـن گـفته است كه با گذشت زمان ، درستى آن ها پـديـدارتـر گـشـتـه ، در حـالى كـه مـردم عـصـر جـاهـليت هرگز توان شناخت اين حقايق علمى را نداشتند. برخى از اين مسائل ، كه علم بعدها به آن دست يافت ، عبارت است از:
١ ـ زوجيت عمومى در جانوران و گياهان : سوره يس ، آيه ٣٦.
٢ ـ نيروى جاذبه عمومى كه كرات آسمانى را در مدار خود حفظ مى كند: سوره رعد، آيه ٢؛ سوره فاطر، آيه ٤١ و سوره روم ، آيه ٢٥.
٣ ـ خبردادن از مراحل تكاملى جنين انسان در شكم مادر: سوره مؤ منون ، آيات ١٣ و ١٤.
٤ ـ خـبـر دادن از كـروى بـودن زمـيـن و مـعلّق بودن آن در فضا: سوره صافّات ، آيه ٥ و سوره فاطر، آيه ٤١.
د ـ اعـجـاز قرآن از جهت آورنده آن :
با بخشى از شگفتى هاى قرآن عظيم آشنا شديم . اين شگفتى ها آن گاه به اوج خود مى رسد كه بدانيم آورنده چنين كتابى مردى درس ناخوانده و خط ننوشته بوده و در سرزمينى پر از جهل ، خرافات ، دختر كشى ، شرك و فساد مى زيسته است .دليل بر درس ناخواندگى پيامبر(ص ) علاوه بر شهرت عمومى اين مساءله در بين مردم معاصر آن حضرت (ص )، آياتى است كه بر اين مطلب دلالت دارد؛ مانند:
((الَّذِيـنَ يـَتَّبـِعـُونَ الرَّسـُولَ النَّبـِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يـَجـِدُونـَهُ مـَكـْتـُوبـاً عـِنـدَهـُمْ فـِي &التَّورَاةِوَالْإِنْجِيلِ...))(٩٢)
همان ها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر امّى ، پيروى مى كنند؛ پيامبرى كه صفاتش را در تورات و انجيلى كه نزدشان است ، مى يابند... .
مـنـظـور از ((امـّى )) در آيـه مـزبـور، كـسـى اسـت كـه درس نـخـوانـده اسـت . بـرخـى احتمال داده اند كه امّى يعنى : كسى كه منسوب به امّالقرى (مكّه ) است . اما شهيد مطهّرى (ره ) اين وجه را مردود دانسته و مى نويسد: