تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ٣٥ -           ٦ ـ تدبّر در قرآن
((اِنَّ الَّذى لَيْسَ فى جَوْفِهِ شَىْءٌ مِنَ الْقُرْآنِ كَالْبَيْتِ الْخَرابِ))(١٣٥)
كسى كه در درونش آياتى از قرآن نباشد(آن ها را حفظ نكرده باشد)مانند خانه اى خراب است .
امـام صـادق (ع ) دربـاره حـافـظ قـرآن كـه بـه آن عـمـل نيز مى كند، مى فرمايد:
((اَلْحافِظُ لِلْقُرْآنِ اَلْعامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ))(١٣٦)
حافظ قرآن كه به آن عمل كند با سفيران (وحى ) خدا كه بزرگوار و نيكو رفتار هستند، خواهد بود.
در طـول تـاريـخ اسـلام ، بـه دليـل هـمـين تشويق ها، همواره بسيارى از مسلمانان حافظ تمام يا بخشى از قرآن بوده اند.
در كـشـور اسـلامى ما نيز به بركت انقلاب اسلامى ،روز به روز بر تعداد حافظان قرآن مجيد افزوده مى شود تا بدين وسيله ، حركت در جهت پياده كردن فرهنگ قرآن در جامعه تسريع يابد.
٥ ـ تعليم و تعلّم قرآن
يـكـى از جـنـبـه هـاى اهتمام به قرآن ، تاءكيد فراوانى است كه در زمينه تعليم و تعلم آن وارد شده است . امام صادق (ع ) مى فرمايد:
شـايـسـتـه اسـت كـه مـؤ مـن پـيـش از مـرگ ، قـرآن را فـراگـيـرد يـا در حال فراگيرى آن باشد.(١٣٧)
رسـول خـدا(ص ) بـا اشـاره بـه بـرخـى از آثار فراگيرى قرآن ، مردم را اين گونه تشويق نموده اند:
اگـر زندگى سعادتمندان ، عروج شهدا، نجات در روز حسرت ، سايه در روز گرما و هدايت در روزگمراهى را مى خواهيد، قرآن را بياموزيد؛ زيرا آن كلام رحمان و نگهدارنده از شيطان و سبب رجحان و برترى در ميزان اعمال است .(١٣٨)
و نيز آن حضرت مى فرمايد:
((خَيْرُكُمْ مَنْ تَعَلَّمَ الْقُرْآنَ وَ عَلَّمَهُ))(١٣٩)
برترين شما كسى است كه قرآن را بياموزد و به ديگران تعليم دهد.
مـؤ مـن بـايـد عـلاوه بـر يـادگيرى قرآن ، كوشش كند كه آن را به ديگران نيز ياد دهد. پيامبر اكرم (ص ) فرمود:
كـسى كه به ديگرى قرآن بياموزد، بر او ولايت يافته است و يادگيرنده نبايد او را خوار كند يا ديگرى را بر او ترجيح داده ، مقدم بدارد.(١٤٠)
يـكـى از حـقـوق فـرزند بر پدر، تعليم قرآن است . پدر وظيفه دارد نيكو خواندن قرآن را به فـرزنـد بـيـامـوزد و وسـيـله يـادگـيـرى را بـراى او فـراهـم نـمـايـد.(١٤١) رسول خدا(ص ) مى فرمود:
هـر كـس بـه فـرزنـدش قرآن بياموزد، گردن بندى به گردن او آويخته كه اولين و آخرين را به تعجب وامى دارد.(١٤٢)
بـر مـا مـسـلمـانـان لازم اسـت كـه بـكـوشـيـم تـا در مـرحـله اول ، بـا قـرائت قـرآن آشـنـا شـويـم و از مـعـانى بلند و انسان ساز آن بهره گيريم و تربيت قرآنى به خود بگيريم و در مرحله بعد، در جهت يادگيرى و استفاده از آن به افراد اجتماع كمك كنيم تا در زمره كاروانى قرار گيريم كه رسول خدا(ص ) سوق دهنده آن به سوى بهشت است ؛ چه اين كه خود ايشان فرمود:
((اَلا مـَنْ تـَعـَلَّمَ الْقـُرْآنَ وَ عـَلَّمـَهُ وَ عـَمـِلَ بـِمـا فـيـهِ فـَاءَنـَا سـائِقٌ لَهُ اِلَى |الْجـَنَّةِ وَ دَليـلٌ اِلَى الْجَنَّةِ))(١٤٣)
آگـاه بـاشـيـد كـه هـركـس قـرآن بـيـامـوزد و بـه ديـگـران يـاد دهـد و بـه احـكام و دستورات آن عمل كند، من سوق دهنده و راهنماى او به سوى بهشت هستم .
٦ ـ تدبّر در قرآن
((تـدبّر)) در لغت ، به معناى تفكر در باطن و عاقبت كارها است .(١٤٤) با توجه به اين مـعـنـا، تـدبـر در قـرآن يـعـنـى : انـديـشـيـدن در مـقـاصـدى كـه آيـات قـرآن بـراى تـفهيم آن ها نـازل شـده اسـت . به عبارت ديگر، ((تدبّر)) يعنى : گذر از ظاهر لفظ و رسيدن به حقايقى كه قرآن بدان ها اشاره دارد.
تـوجـه بـه تـدبـّر در قـرآن از جـمله مواردى است كه قرآن مجيد به آن توجه خاص داشته و در آيـاتـى مـطـرح نـموده است . در آيه اى ، هدف از نزول قرآن را تدبّر و پندگيرى از آن دانسته است :
((كِتَابٌ اءَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا اَّيَاتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ))(١٤٥)
ايـن كـتـابـى اسـت پـر بـركـت كه بر تو نازل كرده ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكر شوند.