تجويد و علوم قرآني - مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی - الصفحة ٣٦ -           الف ـ مـراجعه مستقيم
و در آيـه ديـگـر، كسانى را كه در قرآن تدبّر نمى كنند، سخت مورد نكوهش قرار داده و فرموده است :
((اءَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْاَّنَ اءَمْ عَلَى قُلُوبٍ اءَقْفَالُهَا))(١٤٦)
آيـا آن هـا در قـرآن تـدبـّر نـمـى كـنـنـد يـا بـر دل هـايـشـان قفل نهاده شده است .
تـاءكـيـد بـر قـرائت قـرآن ، كـه در گـذشته بيان كرديم ، بدين منظور است كه مقدمه و گامى بـراى شـنـاخـت قرآن باشد و شناخت نيز بدون تفكر امكان پذير نيست . از اين رو، امير مؤ منان ، على (ع )، فرموده است :
((اَلا لا خَيْرَ فى قِراءَةٍ لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ))(١٤٧)
آگاه باشيد كه در قرائتى كه همراه آن تدبّر نباشد، خيرى نيست .
امـام صـادق (ع ) در تفسير آيه ((يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ)) تلاوتى را ذكر كرده اند كه ثمره اش تدبّر در آيات است . ايشان مى فرمايد:
(ايـن تـلاوت كـنـنـدگـان بـه حـق ) كـسـانـى انـد كـه بـه شـيـوه تـرتـيـل ، آيـاتـش را مـى خـوانـنـد و مـعـانـيـش را فـهـم مـى كـنـنـد و بـه احـكـام آن عـمـل مى نمايند و اميد به وعده الهى دارند و از عذابش در خوف و هراسند و قصص آن را مجسم مى بـيـنـنـد و از مـَثـَل هـايـش عـبـرت مـى گـيـرنـد و اوامرش را اجرا مى كنند و از محرّماتش دورى مى گزينند.
و آن ـ بـه خدا قسم ـ صرفاً با حفظ آيات و چينش منظّم حروف و تلاوت سوره ها و يادگيرى يك دهـم و يـك پـنـجـم قـرآن حـاصـل نـمـى شـود؛ (كـسـانـى كـه تـنـهـا بـه هـمـيـن مسائل اكتفا كنند) حروفش را حفظ و حدودش را تباه كرده اند. (حق تلاوت ) فقط تدبّر در آيات آن اسـت ؛ چـرا كـه خـداونـد مـى فـرمـايـد: ((ايـن كـتـابـى اسـت پـربـركـت كـه بـر تـو نازل كرديم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكر شوند.))(١٤٨)
روش هاى مراجعه به قرآن براى تدبّر در آن
مـراجـعـه بـه قـرآن بـراى تـدبـّر بـه دو صورت ممكن است : مراجعه مستقيم و مراجعه آموزشى . البته براى اين كه مراجعه كننده به قرآن دچار انحراف نشود و در جريان تدبّر در آيات به اشتباه نيفتد، داشتن حداقل شرايطى براى او ضرورى است .
الف ـ مـراجعه مستقيم :
در اينجا، ابتدا به شرايطى كه براى مراجعه مستقيم به قرآن ضرورت دارد، اشاره مى كنيم :١ ـ دانـسـتـن زبـان عـربى : از آن جا كه قرآن به زبان عربى است ، ياد گرفتن زبان عربى شرط اول مراجعه مستقيم به قرآن كريم است .
٢ ـ آشـنـايـى بـا لغـت : قـدرت اسـتـفـاده از كـتـاب هـاى لغـت و نـيـز حـمـل كـلمـات بر همان معنايى كه در عصر نزول به كار رفته از جمله شروط مراجعه مستقيم است ؛(١٤٩) زيـرا مـمـكن است معانى كلمات در بين مردم ، با گذشت زمان تغيير يابد. پس لازم است از درآميختن زبان قرآن با فرهنگ زبان ها و اصطلاحات دوران هاى بعد اجتناب شود.
٣ ـ آشـنـايـى بـا تـاريـخ اسـلام : قـرآن مـثـل تـورات يـا انـجـيـل نـيـسـت كـه يـكـبـاره نـازل و عـرضـه شـده بـاشـد، بـلكـه ايـن كـتـاب در طـول ٢٣ سـال دوران زنـدگـى پـيـامـبـر(ص ) ـ از بـعـثـت تـا وفـات ـ در خـلال جـريـانـات پـرهـيـجـان تـاريـخ اسـلام ، نـازل شـده و از ايـن رو، آيـات آن داراى شـاءن نـزول اسـت . البـتـه شـاءن نـزول (يعنى واقعه ، وضع و شرايطى كه به مناسبت آن ، آيه يا سـوره اى نـازل شده است ) معناى آيه را در خود محدود نمى كند و مضمون و حكم آيه را مختص خود نـمـى گـردانـد، بـلكـه دانـسـتـن آن تا حدود زيادى ، ما را در درك مقصود و مضمون آيه يارى مى كند.(١٥٠)
٤ ـ آشـنـايـى بـا حـديـث : پـيـامـبـر اسلام (ص ) به تصريح قرآن ، اولين مفسّر ( بيان كننده و روشنگر) اين كتاب است . آنچه از پيامبر(ص ) رسيده است ، ما را در تفسير قرآن يارى مى دهد و بـراى مـا، كـه شـيعه هستيم و به ائمّه اطهار(ع ) معتقديم ، روايات معتبرى كه از آنان رسيده نيز همان اعتبار روايات معتبرى را دارد كه از ناحيه رسول خدا(ص ) رسيده است .(١٥١)