مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - چگونگى عقايد مسيحيان
فراوانى شده و طبق معمول، تحوّلات فكرى آنها بيشتر به سوى غلو درباره عيسى سير كرده و لذا تدريجاً با مرور زمان، تناقضاتى ميان افكار و اعتقادات آنها بروز كرده است كه ناچار از جمع و تلفيق ميان آنها بودهاند.
ب) چون بخشى از اعتقادات آنها قيافه قرون وسطايى و غير منطقى داشته و در عصر حاضر قابل قبول نبوده است ناچار مىبايست به صورتى روزپسند درآيد.
بديهى است جمع ميان آن تضادها از يكسو و صورت منطقى به همه اين عقايد گوناگون دادن از سوى ديگر، جز از طريق تفسيرهاى مبهم و دوپهلو امكان نداشته است و لذا چنانكه خواهيم ديد غالباً راه چاره را منحصر به اينگونه تفاسير ديدهاند.
نمونه كامل اين مطلب، عقيده مسيحيان درباره خداست. اصل اساسى كه امروز مورد قبول كليسا و محافل كليسايى است همانا موضوع تثليث است كه گاهى نيز از آن به «ثالوث اقدس» تعبير مىشود.
مطابق اين عقيده، «طبيعت خدايى قصد از سه اقنوم [١] مساوى الجوهر مىباشد يعنى «خداپدر» و «خداپسر» و «خدا روحالقدس».
خدا پدر، خالق جميع كائنات است بهواسطه پسر، و پسر فادى، و روحالقدس پاككننده مىباشد. لكن بايد دانست كه اين هر سه اقنوم را يك مرتبه و درجه و عمل است». [٢]
[١]. «اقنوم»، جمع «اقانيم»، به معنى شخص و اصل است.
[٢]. قاموس مقدّس، ص ٣٤٤ و ٣٤٥.