مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩ - محتواى اناجيل و ساير كتب عهد جديد
مبارزه با يك امر طبيعى
٤. از همه اينها گذشته از عباراتى كه از باب نوزدهم انجيل متّى درباره اقسام سهگانه «خصى» ها نقل كرديم و از عبارات قبل و بعد آن بهخوبى برمىآيد كه اگر انسان بتواند خود را براى ملكوت خدا خصى كند افتخارى است ولى همه كس قدرت آن را ندارند.
اگر منظور از خصى كردن، معناى واقعى آن باشد كه راستى دستور عجيبى است و ايراد آن بر همه كس روشن.
و اگر منظور، ترك ازدواج بهطور مطلق باشد آن نيز امرى است بر خلاف قانون آفرينش و خلقت و هم بر خلاف منطق عقل و مصالح اجتماع و هم بر خلاف پارهاى از مندرجات صريح كتب عهد جديد.
مىدانيم كه قوانين دينى بايد همواره مكمّل قوانين آفرينش باشد. به عبارت ديگر، دستگاه تشريع بايد دستگاه تكوين را تكميل كند؛ پس چگونه ممكن است خداوند از طريق آفرينش، غرايز خاص را در وجود انسان بيافريند و از طريق قوانين مذهبى بهكلّى جلوى آن را بگيرد (نه اينكه آن را رهبرى و تعديل نمايد)؟
كدام منطق و عقل اجازه مىدهد يك طبقه پرجمعيّت، براى هميشه ترك يك امر فطرى كنند بهخصوص كه اين طبقه- يعنى روحانيان- از طبقات ممتاز جمعيّت باشند و فرزندانى ممكن است از آنها بهوجود آيد كه هم به حكم وراثت و هم به حكم محيط تربيتى، هوش و ذكاوت و استعداد قابل توجّهى براى احراز مقام