مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - دورنماى مسيحيّت
است و همه موجودات اين جهان براى او آفريده شدهاند.
٢. مبدأ وجود همه خداست و بازگشت همه هم به سوى اوست.
به عبارت ديگر همه به سوى آن وجود كامل و بىپايان از هر جهت، در حركتاند «وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ». [١]
٣. منظور از آفرينش انسان اين بوده كه نشانهاى باشد از آن ذات پاك كه منبع تمام صفات كمال است.
قرآن در سرگذشت آفرينش انسان، نخست مىگويد: «إِنّى جَاعِلٌ فِىالْأَرْضِ خَلِيفَةً». [٢]
و سپس داستان خلقت انسان و تعليم حقايق موجودات به او (علم اسماء) و آموختن آن به فرشتگان و اعتراف گرفتن از آنها به عجز در برابر معلومات انسان تشريح مىكند.
گذشته از اين، پرورش صفات عالى انسانيّت را نيز هدف ديگرى از آفرينش انسان معرّفى كرده و از «انسان كامل» به بنده خدا تعبير مىكند: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». [٣]
و به اين ترتيب، هدف را تربيت انسان كامل (بنده خدا) ذكر مىكند.
[١]. ترجمه: «و او شما را نخستين بار آفريد، و به سوى او بازگردانده مىشويد». سوره فصّلت، آيه ٢١.
[٢]. ترجمه: «من بر روى زمين جانشينى [/ نمايندهاى] قرار خواهم داد». سورهبقره، آيه ٣٠.
[٣]. ترجمه: «من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه مرا بپرستند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)». سوره ذاريات، آيه ٥٦.