مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - محتواى اناجيل و ساير كتب عهد جديد
جالب توجّه اينكه انجيل متّى مىگويد: جمعى از بنىاسرائيل به مسيح عليه السلام ايراد كردند كه موسى عليه السلام اجازه طلاق داده، چرا تو نهى مىكنى؟ او جوابى داد كه مطالب مختلفى را در اين زمينه روشن مىسازد. اينك عين عبارت انجيل:
«به وى (يعنى عيسى) گفتند: پس از بهر چه موسى امر فرمود كه زن را طلاقنامه بدهند و جدا كنند؟ ايشان را گفت موسى به سبب سنگدلى شما، شما را اجازت داد كه زنان خود را طلاق دهيد ليكن از ابتدا چنين نبوده. و به شما مىگويم هر كس زن خود را به غير علّت زنا طلاق دهد و ديگرى را نكاح كند زانى است و هر كس زن مطلّقه را نكاح كند زنا كند. شاگردانش به او گفتند: اگر حكم شوهر با زن چنين باشد نكاح نكردن بهتر است. ايشان را گفت تمامى خلق اين كلام را نمىپذيرند مگر به كسانى كه عطا شده است زيرا كه خصىها مىباشند كه از شكم مادر چنين متولّد شدهاند، و خصىها هستند كه از مردم خصى شدهاند و خصىها مىباشند كه به جهت ملكوت خدا خود را خصى نمودهاند آن كه توانايى قبول دارد بپذيرد (هركس قابليّت آن را دارد آن را قبول نمايد- ترجمه ديگر)». [١]
از عبارات فوق بهخوبى چند موضوع استفاده مىشود:
الف) طلاق از نخست مشروع نبوده است.
ب) موسى به جهت سنگدلى مردم اجازه طلاق داد.
ج) طلاق به غير علّت زنا به هيچوجه جايز نيست.
[١]. انجيل متّى، باب ١٩، جملههاى ٧- ١٢.