مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - محتواى اناجيل و ساير كتب عهد جديد
بود چون شنيد كه در خانه «فريسى» به غذا نشسته است شيشهاى از عطر آورده،* در پشت سر او نزد پاهايش گريان بايستاد و شروع كرد به شستن پاهاى او به اشك خود و خشكانيدن آنها به موى سر خود و پاهاى وى را بوسيده، آنها را به عطر تدهين كرد،* چون فريسى كه از او وعده خواسته بود اين را بديد با خود مىگفت كه اين شخص اگر نبى بودى هر آينه دانستى كه اين كدام و چگونه زن است كه او را لمس مىكند زيرا كه او گناهكارى است* عيسى جواب داده به وى گفت: اى شمعون چيزى دارم كه به تو بگويم! گفت: اى استاد بگو* گفت: طلبكارى را دو بدهكار بود كه از يكى پانصد و از ديگرى پنجاه دينار طلب داشتى* چون چيزى نداشتند كه ادا كنند هر دو را بخشيد بگو كداميك از آن دو او را زيادتر محبّت خواهد نمود* شمعون در جواب گفت: گمان مىكنم آن كه او را زيادتر بخشيد، به وى گفت: نيكو گفتى* پس به سوى آن زن اشاره نموده، به شمعون گفت: اين زن را نمىبينى؟* به خانه تو آمدم آب به جهت پاهاى من نياوردى ولى اين زن پاهاى مرا به اشكها شست و به موهاى سر خود آنها را خشك كرد* مرا نبوسيدى ليكن اين زن از وقتى كه داخل شدم از بوسيدن پاهاى من باز نايستاد* سر مرا به روغن مسح نكردى ليكن او پاهاى مرا به عطر تدهين كرد* از اين جهت به تو مىگويم گناهان او كه بسيار است آمرزيده شد، زيرا كه محبّت بسيار نموده است ليكن آن كه آمرزش كمتر يافت محبّت كمتر مىنمايد.* [١]
[١]. انجيل لوقا، باب ٧، جملههاى ٣٦- ٤٧.