مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤ - محتواى اناجيل و ساير كتب عهد جديد
«عشاى ربّانى» برپا مىسازند و نان و شراب را به نام جسم و خون مسيح! با آداب خاصّى ميان افراد خود تقسيم مىكنند (شرح عشاى ربّانى و آداب عجيب آن بعداً خواهد آمد).
اكنون اين پرسش پيش مىآيد مايعى كه آثار سوءِ آن بر جسم و جان انسان محسوس است و زيانهاى بهداشتى آن در تمام كتابهاى بهداشتى نوشته شده و از نظر مفاسد اخلاقى و اجتماعى نيز زيانهايى غير قابل انكار دارد و حتّى كسانى كه به آن آلوده هستند مانند معتادان به موادّ مخدر، در عين اينكه از اثر تخديرى آن لذّتى زودگذر مىبرند به زيان آن معترفند، با اين حال چگونه مىتوان پذيرفت پيامبرى كه راهنماى اخلاقى مردم است شرابسازى كند، سهل است، نخستين معجزهاش ساختن شراب باشد و او و شاگردانش در مجلس عمومى آنچنان ميگسارى كنند؟!
و شگفتآور اينكه شراب را خون خود معرّفى كند؛ خونى كه در عروق انسان جريان دارد و مايه حيات و ادامه زندگى اوست.
آيا ممكن است كتابى كه محتويّاتش از اين قبيل است يك كتاب آسمانى و راهنماى بشر باشد؟
از همه عجيبتر اينكه در كتب عهد قديم (تورات و ساير كتابهاى يهود) كه مورد قبول تمام مسيحيان جهان است و هم بهوسيله آنها ترجمه و در سراسر دنيا نشر گرديده، بارها از شراب مذمّت كرده و آن را منافى پرهيزگارى و مخالف با عقل و حكمت و همرديف زنا شمرده است: