عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩ - چرا به راهنمايى پيامبران نيازمنديم
در پاسخ اين سؤال كه چه نيازى به راهنمايى پيامبران داريم بايد گفت دلايل فراوانى براى اثبات اين «نياز» و لزوم بعثت پيامبران در دست است كه در اين جا چهار طريق آن را مورد بحث قرار مىدهيم.
١- لزوم بعثت پيامبران از نظر تعليم
٢- لزوم بعثت پيامبران از نظر تربيت
٣- لزوم بعثت پيامبران از نظر قانونگذارى
٤- لزوم بعثت پيامبران از طريق مطالعه در جهان آفرينش
ولى قبل از ورود به بحث درباره طرق چهارگانه بالا لازم است به دو سؤال كه از طرف مخالفين سرسخت بعثت پيامبران مىشود پاسخ گوييم.
سؤال اوّل
مىگويند آنچه را كه پيامبران ممكن است براى ما بياورند از دو صورت خارج نيست يا عقل ما آن را درك مىكند يا نه؟ اگر درك مىكند كه احتياجى به زحمت پيامبران نيست، و اگر درك نمىكند كه اصلًا قابل قبول نيست زيرا هيچ انسانى زير بار چيزهاى غير معقول نمىرود.
پاسخ اشتباهى كه براى اين افراد رخ داده است اين است كه «مجهول» را با «نامعقول» فرق نگذاردهاند، زيرا روشن است آنچه عقل ما درك نمىكند و پيامبران مىآورند براى ما «مجهول» است نه «نامعقول» اينها خيال كردهاند هر مسألهاى به عقل داده شود، عقل مىتواند همچون يك كارشناس متخصّصى درباره آن قضاوت كند و صحيح را از باطل روشن سازد.
در صورتى كه به جرأت مىتوان گفت آنچه دانشمندان بشر از ابتداى تاريخ تا حال فهميدهاند هنوز به اندازه يك صفحه از يك كتاب بزرگ نيست، و قلمرو قضاوت و درك عقل ما همان منطقه كوچكى است كه شعاع علم و دانش آن را روشن ساخته و از مارواى آن به كلّى بىخبريم در حالى كه قسمت عمده تعليمات انبياء مربوط به همين قسمت است، يعنى