عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - مقايسه معارف قرآن با تورات و انجيل
درخت «حيات» بگير و خورده، دائماً زنده ماند (٢٣) پس از آن سبب خداوند خدا او را از باغ عدن راند، تا آن كه در زمينى كه از آن گرفته شده بود فلاحت نمايد (٢٤) و آدم را راند، و در طرف شرقى باغ «عدن» كروبيان (فرشتگان) را و شمشير آتشبارى كه به جهت نگهبان راه شجره حيات گردش مىكردند مسكن داد» ...
اين افسانه زننده كه در تورات كنونى به صورت يك واقعيت تاريخى آمده است علّت اصلى اخراج آدم را از بهشت و گناه بزرگ او را توجّه به علم و دانش و دانستن نيك و بد مىداند، ولى آيا بايد آدم از اين كار پشيمان شده باشد؟ در بهشت بودن و خوب و بد و زشت و زيبا حتى قبح برهنه بودن را ندانستن بهتر بود، يا بيرون رفتن نيك و بد را دانستن؟ مسلّماً چيز فهميدن و بيرون بهشت بودن تجارت پرسودى براى آدم بود.
و ملاحظه مىكنيد كه افسانه دروغين تورات، درست در نقطه مقابل قرآن كه ارزش مقام و برترى انسان و رمز آفرينش او را «علم الاسماء» يعنى علم به حقايق موجودات عالم معرفى مىكند، قرار دارد.
(و توجّه داشته باشيد كه اين افسانه دروغين تورات اصلى نبوده و بعداً به آن افزوده شده است).
در اين افسانه مطالب زننده عجيبى درباره خداوند و يا مخلوقات او ديده مىشود كه هر يك از ديگرى حيرت انگيزتر است از جمله:
١- نسبت دروغ به خداوند دادن (چنان كه شماره ١٧ فصل دوّم مىگويد: خداوند گفت از اين درخت نخوريد كه مىميريد «در صورتى كه نمىمردند دانا مىشدند).
٢- امكان وجود شريك براى خداوند (چنان كه در جمله ٢٢ فصل سوّم مىگويد:
«آدم پس از خوردن درخت نيك و بد همچون يكى از ماها (خدايان) شده است».
٣- نسبت جسم بودن به خداوند (چنان كه از جمله ٨ فصل سوّم استفاده مىشود كه خداوند به هنگام صبح در خيابانهاى بهشت مىخراميد).