عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٢ - رستاخيز پاسخى به معماها
تكاملى نطفه را در جنين رهبرى مىكند ممكن است آن را پس از به ثمر رسيدن متوقّف سازد و يا ممكن است از تجديد حيات بعد از مرگ ناتوان باشد؟)
ثانياً، شما به اين دانهاى كه در زمين مىافشانيد بنگريد آيا شما مراحل تكامل آن را رهبرى مىكنيد؟
ما اگر مىخواستيم محصول آن را چيزى جز كاه خشكيده و بدون دانه قرار نمىداديم (امّا ما اين جهان را به سوى تكامل پيش مىبريم و از يك دانه گندم دانهها مىرويانيم و سپس جزء بدن انسان مىشود و مرحله تازهاى از تكامل را سير مىكند آيا ممكن است اين شعله فروزان تكامل با مرگ اين انسان به كلى خاموش گردد و سرانجام تبديل به خاك بىارزش شود؟ آيا اين عمل بيهوده كارى نيست؟
ثالثاً، به اين آب گوارايى كه شما مىنوشد بنگريد، فراموش نكنيد كه آب شور و تلخ و ناگوارى در دريا بود، ما آن را تصفيه كرديم و به صورت ابر و بخار به آسمان فرستاديم ما مىتوانستيم (املاح آن را نيز همراه آن به آسمان بفرستيم و) آن را آب تلخى قرار دهيم (ولى نه، چنين نكرديم و قانون تكامل را در آن پياده نموده آب گوارا از آن ساختيم كه جزء بدن گياهان و سپس انسانها گردد، آيا با مرگ انسان اين بساط تكامل را بر مىچينيم آيا اين بيهوده كارى نيست؟)
رابعاً، اين آتشى را كه مىافروزيد بنگريد، آيا شما درخت و چوب آن را ايجاد كرديد؟ يا ما بوديم كه براى يادآورى شما و همچنين رفع نيازمنديتان آن را آفريديم (ما بوديم كه به آفتاب فرمان تابش داديم و انرژيهاى پراكنده آن را از طريق تابش در بدن درخت و چوب آن ذخيره كرديم تا بتوانيد در چند لحظه كوتاه مجموعهاى از انرژى آفتاب را به صورت شعلههاى داغ از درون آن بيرون بكشيد و از آن انرژى در حيات خود استفاده كنيد و جزء خود سازيد.
ما كه اين انرژى را در مسير تكامل مرحله به مرحله رهبرى كرديم تا ميوهاى به نام انسان داد آيا ممكن است با مرگ او همه چيز پايان يابد، نه چنين نيست) همه اينها گواهى مىدهند كه حيات واقعى با مرگ جسم پايان نمىپذيرد.