عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - رستاخيز پاسخى به معماها
زيبا و پرشكوه مىافتند كه از نظر اسلوب، نقشه، معمارى خيره كننده، و انتخاب مصالح و ... تحسين ما را بر مىانگيزاند، مىبينيم همه چيز آن حساب شده و دقيق است، امّا نمىدانيم براى چه ساخته شده، آيا عقل و منطق به ما اجازه مىدهد كه فكر كنيم تمام اجزاى اين ساختمان حساب شده و روى هدف است امّا مجموعه آن بيهوده است و بىهدف؟ قطعاً نه.
حال خوب است به كارگاه وجود خود سرى بزنيم، وضع قلب و حركات و كار و فعاليتهاى آن، و چگونگى دستگاه تنفس و تصفيه خون، و نيز مغز كه فرمانده كل قواى تن است و طرز كوششهايش را ببينيم، پس از آن بينديشم آيا ممكن است هر كدام از دستگاههاى وجود ما حتى يك «مژه» به خاطر هدفى آفريده شده باشد امّا مجموعه وجود ما بيهوده و بىهدف باشد؟
همچنين آيا ممكن است هر كدام از اجزاى اين جهان به خاطر هدفى خلق شده باشد امّا مجموعه اين جهان پهناور بىهدف باشد؟
آيا در كنار اين عالم پهناور تابلوى بزرگى براى نشان دادن هدف نهايى نصب نشده؟ كه شايد بر اثر عظمتش نمىتوانيم آن را در لحظات نخست ببينيم؟ و آيا روى اين تابلوى بزرگ چيزى جز كلمات «تكامل و تربيت» به چشم مىخورد.
حقيقت اين است كه به خوبى مىفهميم هدف آفرينش با تكامل و تربيت مابوده و اين است فلسفه آفرينش انسان، حال بايد ديد آيا اين تكامل مىتواند با مرگ پايان بيابد؟ و همه چيز با مرگ تمام شود؟
آيا اين زندگى كوتاه مدّت با آن همه دردسرها و بدبختيها و رنجها مىتواند هدف آفرينش ما و جهان باشد؟
بنابراين با مرگ ما جهان انسانيّت خاتمه نمىپذيرد بلكه ما جاى خود را به افراد مترقىتر مىدهيم، و به اين ترتيب قافله تكامل به پيش مىرود.
ولى اين پاسخ نمىتواند مشكل اصلى را حل كند زيرا:
اوّلًا، آيا ادامه تكامل نوع انسان با فنا و نابودى يك فرد تبعيض ظالمانه نيست؟ اگر محصول زندگى ما فراهم كردن يك سلسله امكانات براى