عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١ - رستاخيز پاسخى به معماها
پيشرفت آيندگان باشد و ما خود از آن بهرهاى نبريم و نردبان ترقى ديگران باشيم آيا اين با عدالت مطلقهاى كه بر هستى حكومت مىكند سازگار است (چون تمام اين بحثها پس از قبول خدا و صفات اوست)
پس مرگ نمىتواند نقطه پايان حتى براى يك فرد باشد و گرنه مسأله پوچى و بيهودگى حيات انسانى زنده خواهد گشت.
دانشمندان مىگويند سيارهاى كه روى آن زندگى مىكنيم به زودى خاموش مىشود و زمين تبديل به كرهاى ويران و سرد و خاموش خواهد شد، لذاست كه اين فكر پيش مىآيد كه از اين آمد شدن چه حاصلى به دست آمد؟ آيا اين شبيه ساختن يك تابلوى زيبا و بسيار نفيس و بعد شكستن و نابود كردن آن نيست؟
امّا اگر قبول كنيم كه زندگى انسان به شكل ديگر و در جهانى وسيعتر تا بىنهايت ادامه مىيابد آن گاه است كه مىتوانيم فلسفه آفرينش را به روشنى لمس كنيم و شاهد ادامه قانون تكامل باشيم.
بنابراين فلسفه آفرينش و قانون تكامل انسان به ما مىگويند مرگ نمىتواند نقطه پايان زندگى باشد و زندگى به شكل عالىترى پس از مرگ همچنان ادامه خواهد يافت.
انعكاس اين منطق در قرآن
در لا به لاى سورههاى قرآن از رستاخيز صحبت شده است ولى گاهى از آغاز تا پايان يك سوره همه درباره معاد است از جمله آنها سوره «واقعه» است كه تقريباً سراسر آن بحث درباره معاد و زندگى پس از مرگ است.
در قرآن از آيه ٥٧ اين سوره بحث فلسفه آفرينش و قانون تكامل را به طرز جالبى در ضمن چند مثال تعقيب مىكند كه خلاصه مجموع آن چنين است:
«شما چگونه در رستاخيز ترديد مىكنيد با اين كه: اوّلًا، ما شما را آفريديم و به صورت نطفهاى در رحم مادر قرار گرفتيد و سير تكاملى خود را پيموديد و انسانى كامل شديد (آيا آن كس كه اين سير