تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - انگيزه دشمن از تهاجم فرهنگى
مى كنيم. اگر واقعاً جامعه ما از نظر شناختها، باورها، ارزشها و رفتارها مبتلا به مفاسد و انحرافاتى باشد و كسانى در صدد اصلاح انحرافات آن برآيند مابايد از آنها ممنون باشيم. اين كار هيچ عيبى ندارد، ولى منظور ما از هجوم فرهنگى، بنابر اصطلاح معروف، عكس اين مطلب است، يعنى ايجاد تغيير نامطلوب به وسيله گروهى در جامعه تا ارزشها رابه ضد ارزشها تبديل كنند، باورهاى صحيح رااز مردم بگيرند، ترديد، وسوسه، بى باورى، وارفتگى و وانهادگى در مردم ايجاد كنند، حالت پوچگرايى يا باورهاى كاذب و ارزشهاى غلط به جامعه تزريق كنند، منظور از هجوم فرهنگى همين است.
اما اينكه انگيزه كسانى كه چنين كارهايى انجام مىدهند چيست بحثى است كه تا حدود زيادى جنبه روانشناسى اجتماعى دارد. اگر بخواهيم حق مطلب ادا شود بايد بحثهاى مربوطه ذكر شود تا بتوانيم نتيجهاى روشن بگيريم در اين بخش فقط، بحث كوتاهى در باره اين موضوع ذكر مىكنيم:
انسانها از اعمال خود در زندگى انگيزه هاى گوناگونى دارند. طبيعى ترين انگيزه آنان انگيزه هاى حيوانى براى رفع نيازهاى مادى و فيزيولوژيكى است. مانند غذاخوردن و ارضاء هوسهاى جنسى و شهوانى اين نيازهاى طبيعى در بعد حيوانى انسانها ظهور پيدا مىكند و آنان تلاش مىكنند كه اين غرايز و خواستهاى حيوانى را هرچه بهتر و بيشتر ارضانمايند. به عبارت ديگر، مقصد چنين انسانهاى حيوان صفت، مسائل مادى و اقتصادى و به تبع آن مسائل جنسى است و چيزهاى ديگرى جنبه وسيلهاى دارد. تمام فعاليتهاى ديگرى كه در ابعاد گوناگون اجتماعى انجام مىگيرد، اعمّ از زمينه هاى علمى، صنعتى و هنرى همه در