تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٢ - مقوله فرهنگ و تهاجم فرهنگى
اين مطلب به جنبه ارزشى بحث مربوط مىشود كه بايد آن را به تفصيل مورد بررسى قرارداد،اما اجمالاً مىتوان گفت كه هجوم فرهنگى هميشه مذموم و نكوهيده نيست. اگر جامعهاى داراى فرهنگ منحط، ارزشهاى كاذب، باورهاى غلط و شناختهاى نادرست باشد، جامعه ديگرى به انگيزه الهى و به قصد اصلاح سعى كند كه باورهاى غلط را از آن بزدايد و ارزشهاى غلط را به ارزشهاى صحيح تبديل نمايد اين كار ناپسند و نكوهيده نيست، ولى معمولاً از هجوم فرهنگى تأثير نابجا و ناحق اراده مىشود كه كسانى نسبت به جامعه ديگر انجام مىدهند و مىخواهند دگرگونى هاى نامطلوبى در آن جامعه بوجود آورند كه دست كم، از ديد كسانى كه از آن به هجوم تعبير مىكنند، اين دگرگونيهاى نامطلوب است.
پس بطور كلّى منظور از هجوم فرهنگى تلاش افراد يا جوامعى است كه به قصد عوض كردن يا دگرگون ساختن فرهنگ جامعه ديگرى انجام مىشود اين دگرگونى ممكن است در سه بخش اساسى ظهور كند:
الف ـ در بخش شناختها و باورها، بينش افراد را نسبت به خدا، جهان و انسان تغيير دهند.
ب ـ در بخش ارزشها و گرايشها، غير از شناختهايى كه انسانهانسبت به هر چير دارند لازم است در زندگى آنها ارزشهايى نيز مطرح باشد، زيرا زندگى بدون اعتقاد به يك سلسله ارزشها شكل انسانى پيدا نمىكند. وقتى زندگى انسان، انسانى و ممتاز از زندگى ساير حيوانات خواهد بود كه خوب و بد درآن مطرح باشد. كسانى كه كارهايى، به عنوان اينكه خوب است، انجام مىدهند و كارهايى را به عنوان اينكه بد است ترك مىكنند به ارزشهاى انسانى پاى بند هستند. اما جوامع، از نظر شناخت خوب و بد و ارزش و ضد ارزش، با هم اختلاف نظر دارند. حال، اگر جامعهاى يك