تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - ابزار استكبار براى پيشبرد مقاصد فرهنگى خود
نيست؛ چون مسألهاى است متافيزيكى و غيرقابل تجربه؛ وحى را نمىتوان اثبات كرد زيرا تجربى نيست. صاحب اين نظريه بخصوص مسأله صدق را به عنوان يكى از صفات خدا كه خدا راست مىگويد به ديده ترديد نگريسته و صريحاً در دانشكده الهيّات تهران گفته است كه ما هيچ دليلى نداريم بر اينكه خدا هر چه مىگويد راست باشد؛ زيرا صدق قضيهاى است ارزشى و قضيه ارزشى برهان ندارد. پس برهان متكلّمين مبنى بر اينكه چون صدق حُسن دارد و هر چيزى حُسن دارد بر خدا لازم است صغرى و كبراى هر دو قضيه ارزشى است و هيچكدام برهانى نيست. بنابراين نمىتوانيم دليل عقلى بياوريم بر اينكه آنچه خدا مىگويد راست باشد. علاوه بر اينكه همين حُسن صدق نيز كليّت ندارد و دروغ مصلحت آميز هم نيكو است.
او صريحاً اين مطلب را در كلاس دانشكده الهيّات مطرح كرده است؛ يعنى به فرض آنكه اثبات شود كه خدا و پيغمبرى وجود دارد و قرآن كلام خداست و ثابت شود كه سخن خدا راست است، اما معرفت ما از قرآن چيز ثابتى نيست. هر كسى مطابق ذهنيت خود، از آن چيزى مىفهمد و اسلام او همين است كه خودش مىفهمد. اگر كسى بخواهد ادّعا كند كه من اسلام را آنچنان كه ممكن است شناختهام بايد بر همه علوم اطلاع داشته باشد وگرنه حتى فقه اسلامى هم بدون اطّلاع از ساير علوم قابل شناخت نيست. نتيجه آنكه آنچه امام(رحمه الله) براى ما به عنوان اسلام بيان فرموده، اعتبارى ندارد؛ زيرا او از ساير علوم اطلاعى نداشته است.
طبيعى است كه با اين وصف، از آن نظريات نتيجه شود كه ارزشهايى كه جوانان ما براى آنها جان دادند سليقه بوده است. هر كس سليقهاى دارد. اينها مبانى عقلى و برهانى ندارد؛ مثلاً، يكى مىگويد، خوب است، ديگرى هم مىگويد: خير، خوب نيست. اين خوبى يا بدى دليل عقلى