تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٢ - راه ترويج ارزشها
اسلامى از آن استفاده مىكنند بحث و استدلال نيست؛ آنان ضعيفتر و عاجزتر از آن هستند كه بتوانند با منطق و استدلال، ارزشهاى اسلامى را تضعيف كنند يا ارزشهاى منحط خود را ترويج نمايند، بلكه آنان با شيوه هاى تبليغاتى متمركز براى ارائه عملى الگوها اهداف خود را تحقّق مىبخشند؛ يعنى آنچه را مربوط به نوشتار است، اعمّ از روزنامه ها، كتابها، نمايشنامه ها، و امثال آن، به صورتى منظّم و مسلّم به خواننده تلقين مىكنند و خواننده نيز، بدون اينكه خود متوجّه شود، بى درنگ آن را مىپذيرد؛ مثلاً، يك رمان را به شكلى مىنويسند كه وقتى كسى آن را بخواند نسبت به آن علاقه مند مىشود يا نسبت به مطلبى ديگر بى علاقه و متنفّر مىگردد. هيچ استدلالى نيز در كار نيست، بلكه با استفاده از تخيّلات، عواطف و احساسات، داستان به شكلى مطرح مىشود كه احساسات خواننده بر ضدّ موضوعى تحريك شود؛ و يا وقتى مىخواهند ارزشى را مطرح سازند و آن را به جامعه بقبولانند همان رمان را به گونه اى مىنويسند كه خواننده به آن علاقه پيدا مىكند. اين شيوه استدلالى نيست بلكه يك شيوه تبليغاتى است كه از قوّه خيال و تحريك احساسات و عواطف مردم استفاده مىشود.
اين شيوه در فيلمها بيشتر بكار گرفته مىشود: چهره قهرمان فيلم را به شكلى انتخاب مىكنند كه بيننده را به خود جلب مىكند و به او علاقه مند مىشود. تا اينكه خواه ناخواه، نسبت به صفات ظاهرى و باطنى او گرايش پيدا كند.
غالباً فيلمها و سريالهاى خارجى كه نمايش داده مىشود، بدون اينكه صريحاً از شيوه رفتارى خاص، مثلاً نوع لباس پوشيدن نام ببرند، عملا يك شيوه رفتار را ترويج مىكنند و مثلاً، نوعى لباس را براى بيننده مطلوب