تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٤ - ابزار استكبار براى پيشبرد مقاصد فرهنگى خود
تحصيل كرده هاى فرانسه در ايران بيشتر بودند. لذا، اصطلاحات فرانسوى در زبان ما بيش از زبان انگليسى است؛ همچنين بسيارى از اصطلاحات علمى كه در كتابهايى چون هندسه به كار مىرود؛ مانند هاش و ايكس و ايگرگ اينها بدان دليل است كه در آن زمان، فرانسه به خاطر شهرتى كه داشت فرهنگاش به كشور ما نفوذ كرده بود و هنوز هم ريشه هاى آن باقى مانده است. از راه آموختن زبان و آشنايى با ادبيات آنها، بتدريج، زبان و فرهنگ آنها در كشور ما رواج پيدا كرد و حتى مد شده بود كه اگر كسى چند كلمه فرانسوى ياد مىگرفت به آن افتخار مىكرد. ممكن است از الفاظ كشور همسايه خود چيزهايى بياموزد؛ اما ...... اين معناى ديگرى دارد. معنايش اين است كه هويت خود را در مقابل آنها باخته است؛ صرف نظر از هويّت مذهبى، هويّت ملّى خود را نيز باخته و تحقير شده است؛ خجالت مىكشد كه ايرانى باشد، افتخار مىكند فرانسوى يا انگليسى باشد. پس يكى از راههاى نفوذ فرهنگ بيگانه ترويج زبان، كتابهاى ادبى و كتابهاى علمى است.
البته علم هر جا كه باشد محترم است و به هر زبانى كه باشد بايد آن را آموخت. علم مال انسانيت است، اختصاص به قارّه و منطقهاى خاص ندارد ولى نسبت به آنچه بار فرهنگى و ارزشى دارد و با اعتقادات، اخلاق، آداب و سنن تماس پيدا مىكند بايد حساس بود. شايد تصوّر بعضى از ما هم خام باشد؛ وقتى مىگوييم با بيگانه پرستى و مظاهر غربى بايد مبارزه كرد فكر مىكنند كه ديگر نبايد زبان خارجى را ياد گرفت يا نبايد كتابهاى علمى خارجى مطالعه كرد و از صنعت خارجى استفاده نمود. اين فكر غلطى است آنچه مربوط به علم است و حقايقى را تبين مىكند براى پيشرفت زندگى بشر مفيد است. اختصاص به قومى خاص ندارد، مربوط به انسانيت