تهاجم فرهنگى - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٢ - چگونه فرهنگ جامعه تغيير مى كند؟
عوامل گوناگون، گرايشهاى فرهنگى او تغيير كند.
پس چنين نيست كه اگر فرهنگى در جامعه حكم فرما شد و رواج پيدا كرد ضمانتى براى بقا داشته باشد. تا وقتى مردم بخواهند و آن را دوست داشته باشند، آن فرهنگ باقى است. وقتى هم به هر دليلى آن آرمانها را نخواستند و به فرهنگ ديگرى گرايش پيدا كردند، آن فرهنگ آرام آرام ضعيف مىشود. بديهى است كه بيگانگان و دشمنان انقلاب مىتوانند نقش خوبى در اين جهت ايفا كنند.
متأسفانه دشمنان انقلاب پس از مأيوس شدن از ساير راهها، به اين روش اقدام كرده اند. مقام معظم رهبرى نيز بارها نسبت به اين مسأله هشدار داده اند. اگر دشمن با اين حركت موذيانه، شرايط مساعدى در جامعه بيابد يا به عبارت ديگر، دشمن بتواند شرايط را مساعد كند و در همه قشرهاى مردم اثر بگذارد و فرهنگ انقلابى و اسلامى ضعيف شود هيچ ضمانتى براى بقاى انقلاب نخواهد بود. به همان دليلى كه رواج فرهنگ انقلابى موجب حركت در جامعه و پيروزى انقلاب شد، به همان دليل، رواج فرهنگ ديگر نيز موجب شكست انقلاب خواهد شد.
پس به طور كلى، فرهنگ با تغييرات اجتماعى ـ كه از سنخ انقلاب باشد ـ رابطهاى مستقيم دارد و عاملى اساسى در ايجاد و بقاى انقلاب است. پيدايش انقلاب، به معنى يك حركت عمومى اجتماعى، مرهون يك فرهنگ و ايدئولوژى خاص است. بقاى آن نيز مرهون بقاى همان فرهنگ و ايدئولوژى است.
رابطه فرهنگ با انقلاب منحصر به انقلاب اسلامى يا انقلاب تكاملى و پيشتاز نيست؛ ممكن است انقلابهايى واپس گرا باشند كه در اين صورت نيز، آن انقلابها با فرهنگ رابطه مستقيم دارند؛ مثلاً اگر فرهنگى موجب به