کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - ارزيابى انگيزه روانى طرح انديشه پلوراليسم
زورگويان و ستمگران هستند و از حق و حقوق خود محرومند. اما يك اصطلاح ديگر مستضعف مربوط به علم كلام است و به فردى اطلاق مىشود كه به خاطر ضعف شناخت، از رسيدن به راه حق و درست محروم است. ضعف شناخت نيز مىتواند معلول عوامل مختلفى باشد؛ مثل اين كه اصلا اسلام به او معرفى نشده و چيزى از آن نشنيده است، يا معرفى شده اما به علّت ضعف قواى شناختى از درك ادله عاجز است، يا گرچه ادلّه را مىفهمد اما در جامعهاى زندگى مىكند كه در مقابل اين ادلّه شبهاتى القا مىكنند كه نه خود او پاسخ آنها را مىداند و نه مىتواند براى حل آنها به شخص ديگرى مراجعه كند، و عوامل ديگر.
همچنين جهل به حق گاهى جهل تقصيرى است و گاهى جهل قصورى و بالطبع جاهل هم بر دو قسم است: جاهل مقصر و جاهل قاصر. جاهل مقصر به كسى اطلاق مىشود كه على رغم دسترسى به همه امكانات، اعم از رشد فكرى و قدرت علمى و آزادى اجتماعى و دسترسى به اطلاعات و...، سستى و تنبلى كرده و به دنبال تحقيق و مطالعه براى شناخت حق نرفته است. جاهل قاصر كسى است كه به هر دليلى امكان دسترسى به حق را نداشته و تشخيص حقيقت برايش ميسّر نبوده است.
پس ما در واقع سه گروه افراد داريم: ١ـ كسانى كه حق را شناختهاند اما به دليل لجاجت و تعصب و دشمنى و عوامل ديگر زير بار آن نمىروند؛ ٢ـ كسانى كه حق را نمىشناسند اما همه گونه امكانات براى كشف آن در اختيارشان هست؛ ٣ـ كسانى كه حق را نمىشناسند و امكان نيل به آن را هم نداشته و ندارند. از نظر معارف اسلامى آن چه مسلّم است گروه اول اهل عذاب و مخلّد در آتشند. جاهل مقصّر نيز به اندازه تقصيرى كه كرده عذاب مىشود اما ممكن است مخلّد در آتش و عذاب نباشد. با جاهل قاصر، كه مستضعف