کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - سياست كلى اسلام در امر تبيلغ دين
برهانش چيست. بله، گاهى پاى منبر يا مدرسه و كلاس درس، چيزى خوانده يا شنيدهاند ولى اين كه خودشان ابتدائاً انگيزه داشته باشند و راه بيفتند و تحقيق كنند، خيلى كم و به ندرت اتفاق مىافتد. مردم بيشتر تحت تأثير احساسات و عواطف و به دنبال انگيزه ها و مسائل مادى و ظاهرى حركت مىكنند و به دليل و برهان كم تر توجه دارند. در مورد نوعِ انسان ها محرك اصلى، سود و زيان و بيم و اميد است؛ همان چيزى كه در فرهنگ اسلامى خوف و رجا ناميده مىشود؛ يعنى انسان يا بايد از چيزى بيم داشته باشد و يا منفعتى در آن ببيند تا حركت كند. يا بايد حرف پول و مقام و شهرت در كار باشد و يا بايد صحبت از گرسنگى و بى كارى و شلاق و زندان باشد تا وادار به فعاليت شود. معروف است كه مىگويند انسان به بيم و اميد زنده است. معمولاً اين طور است كه اگر درس مىخواند يا براى اين است كه شغل پر درآمدى دست و پا كرده و پول دار شود و يا براى اين است كه از دوستان و خويشان عقب نماند و سركوفت ها و تحقيرهاى پدر و مادر و ديگران را تحمل نكند. چون نوع انسان ها اين گونه اند، لذا همان طور كه در آيه شريفه هم هست در كنار حكمت و بعد از آن، مسأله موعظه مطرح مىشود: «اُدْعُ اِلىَ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»؛ يعنى علاوه بر برهان و استدلال، مىگويند اگر انجام دهى اين فايده ها را دارد و اگر انجام ندهى اين ضررها را و يا به عكس، اگر انجام بدهى اين ضررها را دارد و اگر ترك كنى اين فايده ها به تو خواهد رسيد. شما اگر در اوصاف انبيا در قرآن دقت كنيد موارد متعددى مىبينيد كه مىفرمايد انبيا «مبشّر» و «منذر» هستند و براى «بشارت» و «انذار» آمده اند: «وَ مَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ اِلاّ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ؛[١] و ما پيامبران را جز بشارت گر و هشداردهنده نمىفرستيم.»
١ـ انعام / ٤٨.