کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - يك نكته روان شناختى
يك امر باطلى تمايل دارد و دلش آن را مىخواهد، سعى مىكند به هر نحوى توجيهى براى آن بيابد. بسيارى از مردم به گناه و بى بند و بارى عادت كردهاند و دلشان مىخواهد از هر جهت آزاد باشند و هر كار كه مىخواهند انجام دهند. طبيعى است كه اين گونه افراد مايل نيستند حساب و كتاب و قبر و قيامتى در كار باشد و دلشان نمىخواهد كه بپذيرند هر لحظه عمرشان و كوچك ترين اعمال و رفتار آنان زير نظر است و از آن سؤال خواهند شد. بنابراين، اول دل مىخواهد كه حساب و كتابى نباشد و به دنبال چنين خواسته اى، فرد سعى مىكند دليلى بر انكار قيامت و معاد دست و پا كند. قرآن كريم در همين رابطه مىفرمايد: «اَيَحْسَبُ الاِْنْسَانُ اَلَّنْ نَجْمَعَ عِظَامَهُ. بَلَى قَادِرينَ عَلَى اَنْ نُسَوِّىَ بَنَانَهُ. بَلْ يُريدُ الاِْنْسانُ لِيَفْجُرَ اَمَامَهُ؛[١] آيا انسان مىپندارد كه هرگز ريزه استخوان هايش را گرد نخواهيم آورد؟ آرى [بلكه]تواناييم كه سرانگشتانش را درست [و بازسازى]كنيم. ولى نه، انسان مىخواهد در پيش روى خود بى بندو بارى كند.» انسانى كه معاد را انكار مىكند آيا واقعاً فكر مىكند كه ما نمىتوانيم دوباره او را زنده كنيم؟ اگر اندكى فكر كرده و عقل خويش را به كار بگيرد به خوبى درك مىكند كه همان كس كه ابتدا انسان را از نيستى به هستى آورده، دوباره هم مىتواند انسان را زنده كند و اتفاقاً اين كار آسان تر است، چون در ابتدا انسان را از هيچ به وجود آورده و اكنون لا اقل يك گوشت و استخوانى، گرچه فاسد شده و پوسيده، وجود دارد. بنابراين، عقل انسان به سادگى مىپذيرد كه همان دستى كه اولين بار انسان را خلق كرده، همن قدرت هم مىتواند گوشت و استخوان هاى فاسد و پوسيده او را كنار هم جمع كرده و او را زنده كند. پس چرا منكران معاد تا اين حد بر انكار خود اصرار مىورزند؟ اين بدان سبب است كه: بَلْ يُرِيدُ الاِْنْسَانُ لِيَفْجُرَ اَمَامَهُ؛ انسان
١ـ قيامه / ٣ ـ ٥.