کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - عامل اجتماعى پيدايش تفكر پلوراليسم
مى شود در واقع يك عامل اجتماعى است. توضيح اين كه: ما در طول تاريخ شاهد جنگ هاى ويرانگر و خانمان سوز متعددى هستيم كه ريشه مذهبى و دينى دارند و انسان ها صرفاً به خاطر اختلاف دينى و فرقهاى با يكديگر درگير شده و به جنگ و قتل و غارت پرداخته اند. نمونه بسيار معروف و بارز آن، جنگ هاى صليبى است كه طىّ آن هزاران نفر از مسيحيان و مسلمانان كشته شدند و چه ويرانى ها كه به بار آمد و چه ثروت ها و نيروها و امكاناتى كه براى اداره اين جنگ ها بيهوده بر باد رفت؛ ثروت ها و نيرو و امكاناتى كه مىتوانست در راه آبادانى و خوشبختى بشر صرف شود. همين امروز هم در يكى از كشورهاى پيشرفته، و به تعبيرى متمدن دنيا؛ يعنى انگلستان، شاهد درگيرى هاى خونين بين دو فرقه كاتوليك و پروتستان هستيم؛ و يا در هندوستان و پاكستان و برخى كشورهاى افريقايى، در آستانه قرن بيستويكم همچنان شاهد نزاع ها و جنگ هاى فرقهاى و مذهبى و ويرانى ها و قتل و غارت هاى حاصل از آن هستيم. در حالى كه اين مسأله به راحتى قابل حل است؛ اگر ما معتقد باشيم هم اسلام خوب است هم مسيحيت، هم پروتستان حق است هم كاتوليك، هم شيعه صراط مستقيم است هم سنّى، دست ديو زشتخوى اختلافات و جنگ هاى فرقهاى و مذهبى از دامان جامعه بشرى كوتاه خواهد شد. به راستى آيا سزاوار نيست كه بشر متمدن امروز به جاى برخوردهاى قهرى و خشنوت آميز بر سر عقايد و اديان، به هم زيستى و صلح و صفا روى آورده، دگماتيسم و جزم گرايى را به كنار نهاده و به همه اديان و مذاهب به ديده احترام بنگرد و اعتقادات و نظرات ديگران را نيز همچون اعتقاد خويش بر حق بداند؟ جنگ و نزاع، كار انسان هاى جاهل و غيرمتمدن است؛ انسان امروز انسانى متمدن و فهميده است!
پس به طور خلاصه اين شد كه غير از انگيزه هاى سياسى و مغرضانه،