کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨١ - پرسش و پاسخ
امريكا، ما را به خاطر نقض حقوق بشر محكوم مىكنند، اشكال آنهااين نيست كه چرا به هنگام اعدام يا شلاق زدن مجرمان، لبخند نمىزنيد و اخم مىكنيد، بلكه سخن در اصل وجود چنين مجازات هايى است كه چرا وجود دارند؟ آنها مىگويند اين مجازات ها مربوط به دورانى بود كه بشر، فرهنگ و تمدن آنچنانى نداشت و مردم قبايل و كشورها دائماً با هم در جنگ بودند و يكديگر را قتل و غارت مىكردند. اما امروز ديگر بشر متمدن شده و همه، انسان هاى مؤدبى هستند و به يكديگر احترام مىگذارند و حتى وقتى بخواهند فرض كنيد بمب اتمى را در شهرى بيندازند خيلى مؤدب، آرام و بى سر و صدا بمبشان را مىاندازند و مىروند!! در چنين زمانى، ديگر نبايد مجازات خشونت آميز اعدام و شلاق وجود داشته باشد. موج اين تبليغات هم آنچنان قوى و تأثير گذار است كه متأسفانه حتى برخى از افراد كه روحانى هستند و عمامه به سر دارند نيز تحت تأثير قرار گرفته و صريحاً در روزنامه هايشان مىنويسند كه اين مجازات ها ضد انسانى و خشونت آميز است و بايد تعطيل شود. البته اين گونه اظهار نظرها تازگى ندارد و در اوايل انقلاب هم به خاطر داريم كه حقوق دان هاى جبهه ملى اعلاميه دادند كه قوانين قصاص اسلامى خشونت آميز و ضد انسانى است و بايد برداشته شود، كه آن روز حضرت امام، رضوان الله تعالى عليه، محكم در مقابل آنها ايستادند و حكم به ارتداد آنان دادند و با نهيبى كه امام به آنها زد سال هاى متمادى به سوراخ هاى خود خزيدند، ولى امروز باز هم حرف هاى وقيحانه و جسارت آميز خود را بى پرده و آشكار در مجامع عمومى و روزنامه ها آزادانه مطرح مىكنند.
پس، صحبت از شخص و فاعل نيست كه چرا لبخند نمىزند و مؤدب نيست، اشكال بر سر خود اين افعال و مجازات هاست كه مىگويند خشونت آميز و ضد انسانى است. سؤال اين است كه آيا اين رفتارها، كه آنها را خشونت آميز مىدانند، بايد باشد يا نه؟ آنها مىگويند خشونت نبايد باشد و