کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤ - بزرگ  ترين آفت دوران شاهنشاهى
جريانات را درك مىكردند و از وضعيت كشور ناراحت بودند و خون دل مىخوردند، اما عملا نمىتوانستند كارى بكنند و اميدى نداشتند.
در بين معدود گروه هاى اسلامى آن زمان، كه واقعاً به اسلام علاقه داشتند و ضمن آن كه دستگاه حكومت را قبول نداشتند ولى تمايلى هم به گروه هاى چپى و ماركسيستى نشان نمىدادند، مىتوان از نهضت آزادى نام برد. نهضت آزادى در واقع بچه مسلمان هايى بوند كه دور هم جمع شده بودند و شروع به كار گروهى كردند و كم كم به صورت نهضت آزادى درآمدند، كه از مؤسسان آن مىتوان به مهندس بازرگان و دكتر يدالله سحابى اشاره كرد. مسجد دانشكده فنى دانشگاه تهران را همين مهندس بازرگان پايه ريزى كرد. همچنين اينها همان وقت مجلاتى به صورت متناوب منتشر مىكردند كه مثلاً يكى از آنها مجله «گنج شايگان» بود. نهضت آزادى هم مثل مجاهدين خلق اوليه، به اسلام علاقه داشتند و اهل نماز و روزه و بعضاً سحرخيزى هم بودند؛ گر چه همانند مجاهدين خلق، نهضت آزادى هم در ادامه دچار انحراف و التقاط شد، و بالاخره اين طور تشخيص دادند كه براى سلامت سياسى خودشان، به صورت يكى از ارگان هاى جبهه ملى، كه در بين نخبگان سياسى آنها را سالم تر از بقيه مىدانستند، فعاليت كنند. اين دورنمايى از وضعيت سياسى كشور ما پيش از پيروزى انقلاب بود.
استراتژى امام خمينى(رحمه الله) براى ايجاد تحول سياسىدر آن شرايط، مرحوم امام با آن فراست و درك و بينش بالاى سياسى كه از همان ابتدا داشت، دريافت كه اين فعاليت هاى سياسى كه توسط گروه هاى مختلفى از نخبگان صورت مىپذيرد، اگر هم به سرانجامى برسد در نهايت به نفع اسلام نخواهد بود؛ حتى آنهايى كه با نام اسلام كار مىكردند. تنها راهى كه