کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣ - بزرگ  ترين آفت دوران شاهنشاهى
آن چه در اين ميان جاى آن خالى بود فعاليت متديّنان بود كه با ترفندهاى مختلف آنها را از صحنه سياست به دور نگاه داشته بودند و اين طور تبليغ كرده بوند كه اصلا كسى كه مؤمن و متدين باشد در امور سياسى دخالت نمىكند. بنده در خاطرم هست كه آن موقع وقتى مىخواستند يك روحانى را متهم و بدنام كنند، مىگفتند آخوند سياسى است. فرهنگ را اين طور ساخته بودند كه آخوند سياسى يك فحش بود. بر اين اساس، متدينان و در رأس آنها روحانيون و علماى دينى، از ورود به صحنه سياست به شدت پرهيز مىكردند. تا اين كه كم كم با الگو بردارى از برخى كشورهاى اسلامى و نيز تأثير عوامل ديگر، گروه هاى كوچك سياسى در بين متدينان نيز پيدا شد؛ جمعيت مشهور فدائيان اسلام از جمله اين گروه ها بود كه البته يك گروه بسيار كوچك ولى در عين حال بسيار محكم و مصمّم بودند. نمونه ديگر، حزب ملل اسلامى بود كه بعد از كودتاى ٢٨ مرداد بوجود آمد. آنها هم چند نفرى بيشتر نبودند كه سرانجام هم لو رفتند. در همين زمان، كه اوج فعاليت هاى سياسى مرحوم آيت الله كاشانى است، گروه مجاهدين اسلام را داريم كه مؤسس آن شمس قنات آبادى بود. سازمان مجاهدين خلق، كه ما امروز آنها را بنام گروهك منافقين مىشناسيم، در واقع با اقتباس از همين گروهى كه شمس مؤسس آن بود، شكل گرفت و البته همان طور كه مىدانيد بعداً گرايش هاى ماركسيستى پيدا كرد و در نهايت هم كه به دامان امريكا و غرب افتاد.
به هر حال، اين تصوير زمينه سياسى كشور و گروه هاى فعال آن در قبل از پيروزى انقلاب بود كه محدود به همين گروه هاى اندك و كم تعداد بود و توده مردم مسلمان و معتقد و دلسوز كشور، كه بيش از نود درصد جمعيت را تشكيل مىدادند از اين صحنه كاملا به دور بودند و راهى براى ورود آنها وجود نداشت. در بين اين نود درصد، كم نبودند افراد آگاهى كه حقيقت اوضاع و