کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٠ - پرسش و پاسخ
جا قاطعيت هست ولى هيچ خشونتى در كار نيست. اما بحث اين است كه آن خشونتى كه ما در اسلام مىگوييم، صِرف قاطعيت نيست. برخى اعمال ماهيتاً خشن هستند و قاطعيت در انجام آنها، هميشه همراه با نوعى خشونت است؛ آن جا كه ميرغضب مىآيد و با شمشير، سر كسى را از تن جدا مىكند و خون فوران مىنمايد، ماهيت اين كار طورى است كه نمىشود با لبخند و گشاده رويى آن را انجام داد. اين صحنه، يك صحنهاى است كه بسيارى از افراد تحمل ديدن آن را هم ندارند و رنگ از رخسارشان مىپرد و لبخند زدن يادشان مىرود و حتى برخى از ديدن آن بيهوش مىشوند، آن گاه چطور مىشود گفت كه فاعل مباشر چنين كارى، فقط با قاطعيت ولى با لبخند و مهربانى سر از تن جدا كند؟! اين فعل ماهيتاً خشن است و طبيعتاً كسى هم كه آن را انجام دهد، خشن و طرفدار خشونت محسوب مىشود و تفكيك بين خشونت فعلى با خشونت فاعلى، در چنين افعالى جايى ندارد.
بعلاوه، اصولا حرف كسانى كه اين اشكال را به ما مىكنند در مورد خشونت فاعلى نيست، بلكه اتفاقاً اشكال آنهادر مورد خشونت فعلى است. آنها مىگويند اين كارهايى كه شما انجام مىدهيد كارهاى خشن است و نبايد باشد. اگر ما با لبخند و گشاده رويى و مهربانى هم اين كارها را انجام دهيم مشكل حل نخواهد شد. بحث در قاطع بودن اما خشن نبودن نيست، بلكه تمام اشكال مربوط به خود اين مجازات ها است. اصل اين مطلب به اعلاميه جهانى حقوق بشر باز مىگردد كه يكى از بندهاى آن اين است كه كليه مجازات هاى خشونت آميز بايد مطلقاً حذف شود. مصداق خيلى بارز اين مجازات ها كه خيلى هم روى آن تأكيد دارند، مجازات اعدام ا ست و مجازات هاى ديگرى نظير دست بريدن، شلاق زدن و هر گونه مجازاتى كه با صدمه جسمانى همراه باشد. امروز وقتى بحث حقوق بشر مىشود و كشورهاى دنيا، و در رأس آنها