کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - توضيح آيه « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلاَمِ ديِناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ»
الْخاسِرِينَ؛[١] و هر كس جز اسلام، دينى [ديگر] جويد، هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيان كاران است.» اين آيه صريح است در اين كه هيچ دينى غير از اسلام از افراد پذيرفته نمىشود، در حالى كه لازمه مطلبى كه شما گفتيد اين است كه اديان ديگر هم كم و بيش به نحوى پذيرفته خواهند شد. اين مشكل را چگونه حل مىكنيد؟
اين آيه يك بحث تفسيرى دارد كه اگر بخواهيم در اين جا تفصيلا وارد آن شويم از بحث اصلى خود دور مىافتيم، اما اجمال مطلب اين است كه: دينى كه در زمان حضرت ابراهيم(عليه السلام) از جانب خداوند متعال براى مردم نازل شد دين اسلام بود و مردم موظف بودند به دستورات آن عمل كنند تا زمانى كه شريعت تازهاى نازل شود. هنگامى كه حضرت موسى(عليه السلام) به رسالت مبعوث گشت شريعت حضرت ابراهيم(عليه السلام) نسخ شد، ولى دين حضرت موسى(عليه السلام) هم دين اسلام بود، با اين تفاوت كه برخى از احكام آن با آن چه كه در شريعت حضرت ابراهيم(عليه السلام) بود فرق داشت. شريعت حضرت موسى(عليه السلام) هم با ظهور حضرت عيسى(عليه السلام) منسوخ شد و مردم موظف شدند طبق شريعت جديد كه تفاوت هايى با شريعت حضرت موسى(عليه السلام) داشت، عمل كنند، اما دين حضرت عيسى(عليه السلام) نيز همچنان همان اسلام بود. و سرانجام با آمدن پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) كليه شريعت هاى سابق بر آن منسوخ شدند و مردم از آن پس مكلف شدند كه بر طبق شريعت محمدى عمل كنند و همان طور كه مىدانيم شريعت محمدى نيز همان اسلام است. البته اين شريعت، احكام و قوانين و ويژگى هاى خاصى دارد كه آن را از تمامى شرايع پيشين ممتاز نموده و در اين جا اسلام معناى خاصى پيدا كرده كه همين معنايى است كه ما امروز از آن مىفهميم. با اين توضيح روشن شد كه اسلام مصداق هاى مختلفى دارد؛ يك
١ـ آل عمران / ٨٥.