کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٦ - توضيح آيه « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلاَمِ ديِناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ»
مصداق آن، شريعت حضرت ابراهيم است، مصداق ديگر آن، شريعت حضرت موسى است و همين طور ساير مصاديق. بنابراين، معناى آيه «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الاِْسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ» اين است كه هر كس در زمان هر كدام از اين مصاديق اسلام بوده، بايد همان را اختيار مىكرده و دين ديگرى از او پذيرفته نخواهد شد. به هر حال شكى نيست كه كسانى كه دين حضرت ابراهيم يا حضرت موسى و يا حضرت عيسى(عليهم السلام) را پذيرفتهاند دين آنها مورد قبول خداوند متعال خواهد بود. پس معناى اين آيه كه در اين زمان، دينى غير از اسلام پذيرفته نمىشود اين است كه در اين زمان هم آن چه را كه خداوند توسط ساير پيامبران فرستاده بايد بپذيريد، علاوه بر اين كه احكام خاصى را هم كه پيامبر اسلام آورده، آنها را نيز بايد قبول كنيد. البته نسخ احكام اختصاصى به اين ندارد كه يك شريعت، برخى احكام شريعت سابق را نسخ كند بلكه حتى در يك شريعت نيز ممكن است حكم جديدى حكم سابق را نسخ كند؛ مثلاً در اسلام، همچنان كه مىدانيد، در اوايل بعثت و سال هاى اول نبوت پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)، مسلمانان به طرف بيت المقدس نماز مىخواندند و اين حكم حتى تا بعد از هجرت پيامبر اسلام از مكه به مدينه باقى بود، اما پس از مدتى و در زمان خود آن حضرت، قبله از بيت المقدس به جانب كعبه تغيير پيدا كرد. بنابراين نسخ برخى احكام باعث تغيير جوهر دين نمىشود. جوهر دين عبارت از اعتقاد به توحيد و نبوت و معاد است. اعتقاد به نبوت يعنى اين كه به همه انبيا ايمان داشته باشيم: «امَنَ الرَّسُولُ بِما اُنْزِلَ اِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ امَنَ بِاللَّهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ اَحَد مِنْ رُسُلِهِ؛[١] پيامبر، به آن چه از جانب پروردگارش بر او نازل شده ايمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتاب ها و پيامبرانش ايمان آورده [و گفتند: ]
١ـ بقره / ٢٨٥.