کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩١
موقتاً بنا به مصالحى تعطيل كنيم يا آن كه از اساس آن را منكر شويم و بگوييم در اسلام چنين حكمى نبوده و نيست و يا بگوييم على رغم اين كه اين حكم تا به حال در اسلام وجود داشته ولى از امروز ما اعلام مىكنيم كه ديگر جزو اسلام نيست؛ اين دو، بسيار با هم تفاوت دارند. تعطيل موقت يك حكم، اختصاصى به احكام جزايى اسلام هم ندارد؛ مثلاً ما خود شاهد بوديم كه حضرت امام(رحمه الله)، بنا به مصالحى، چند سال حج را كه يكى از عبادات مهم اسلام است تعطيل كردند. تعطيل موقت يك حكم، يك چيز است و انكار آن، مقوله ديگرى است. مىتوان بنا به مصالحى گفت اين حكم فعلا اجرا نشود، اما اين كه مثلاً گفته شود اسلام حكم سنگسار ندارد و اين حكم فقط براى انسان هاى غير متمدن و نيمه وحشى آن زمانِ جزيرة العرب بوده، چنين سخنى انكار و نسخ حكم مسلّم اسلام است كه هيچ كس حتّى شخص پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)حق آن را ندارد.
ذكر يك نمونه تاريخى، براى تثبيت هر چه بيش تر مطلب مفيد است. در اوايل صدر اسلام كه مسلمان ها در نهايت سختى زندگى مىكردند، اهل طائف آمدند و به پيامبر پيشنهاد كردند و گفتند كه ما حاضريم مسلمان شويم و با شما پيمان همكارى ببنديم، اما يك شرط داريم. حاضريم شهادتين را بگوييم، بت نپرستيم، حتى زكات هم بدهيم، فقط ما را از يك كار معاف بداريد و آن، سجده كردن است. ما اين كار را كه شما به خاك مىافتيد و سجده مىكنيد، نمىتوانيم انجام دهيم. اگر ما را از سجده كردن معاف كنيد، حاضريم بت پرستى را كنار بگذاريم و كارهاى زشت ديگرى كه مىگوييد، ترك كنيم و با شما پيمان ببنديم كه در جنگ ها از شما حمايت كنيم.
شما شرايط را تصور كنيد؛ مسلمان ها جمعيتشان كم است و نياز به نيرو دارند، قدرت اقتصادى آنها ضعيف است و نياز به حمايت مالى دارند و مردم طائف، مردمى نسبتاً ثروتمندند و خلاصه يك جمعيتى خودشان با رضا و