کاوش ها و چالش ها - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠
مطرح بود و خود من درباره آن ها مصاحبه راديو و تلويزيونى و برنامه زنده داشته ام. خلاصه اين كه بگوييم امروز مردمى در دنيا وجود دارند كه از اسلام چيزى نمىدانند و ما تازه مىخواهيم اسلام را به آنان معرفى كنيم، صحت ندارد. اما به هر حال، اگر چنين مردمى وجود داشته باشند، بديهى است ما براى معرفى اسلام به آنان ابتدا نمىآييم اين مسأله را بگوييم كه اسلام دست دزد را قطع مىكند، زناكار را تازيانه مىزند و گاهى سنگسار مىكند و مسائلى از اين قبيل، بلكه طبيعى است كه ابتدا بايد از مبانى و اصول دين اسلام نظير توحيد و نبوت و معاد شروع كرد تا كم كم مبانى ايمان آنها محكم شود و به تدريج مسائل ديگر را براى آنها تشريح كنيم. در ابتدا حتى ما بايد به اين اندازه اكتفا كنيم كه حاضر شوند شهادتين را بگويند و مسلمان شوند و يا از همه احكام اسلام فقط حاضر شوند نماز را بخوانند. خلاصه، در بتدا بايد سعى كنيم به اين اندازه آنها را به اسلام نزديك كنيم و بعد تدريجاً مسائل را تا حدى كه بتوانند عمل كنند برايشان بگوييم. البته اين سياست ابلاغ تدريجى، مربوط به هر مردم و هر كشورى كه باشد، قطعاً براى مردم تهران و اصفهان و شيراز نيست.
آن چه اجمالا در اين جا مىتوانيم بگوييم اين است كه صرف نظر از مصداق چنين فرضى، حكم كلى آن اين است كه اگر در جايى در يك شرايط خاص زمانى و مكانى، اجراى يك حكم ضررهاى بزرگ جبران ناپذيرى براى اسلام و جامعه اسلامى داشته باشد، اين جا ولىّ امر مسلمين حق دارد از ولايت خود استفاده كرده و بر طبق عناوين ثانوى، كه آن ها نيز در متن احكام اسلامى وجود دارد، دستور دهد موقتاً اين حكم تعطيل شود. البته چنين چيزى، تنها از اختيارات ولىّ فقيه است و كس ديگرى نمىتواند اين كار را بكند. اما نكتهاى كه بايد دقت كرد اين است كه فرق است بين اين كه حكمى را