پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٨ - برخى نشانه هاى ايمان و مؤمن واقعى
روايات براى آن ده مرتبه و بعضى از آنها هفت مرتبه ذكر كردهاند. اما بر حسب تحقيق و نظر دقيق، مىتوانيم بگوييم مراتب ايمان تا بىنهايت ادامه دارد. آنقدر اختلاف در مراتب ايمان افراد وجود دارد كه شايد دو نفر هم كاملا شبيه يكديگر نباشند.
آنچه در درجه اول مهم است اين است كه سعى كنيم ايمان واقعى داشته باشيم و تنها به اسلام ظاهرى اكتفا نكنيم. دلمان خوش نباشد كه جزو مسلمانها هستيم، از پدر و مادرمان مىتوانيم ارث ببريم، ذبيحهمان حلال است يا بدنمان پاك است. اينها دلخوش كننده نيست، احكام ظاهرى اين دنيا است. براى سعادت اخروى بايد در باطن، ايمان داشته باشيم. در درجه بعد نيز بايد ببينيم در كدام مرتبه از ايمان هستيم و به مراتب اوليه ايمان اكتفا نكنيم. آنقدر مراتب عالى براى ايمان وجود دارد كه انسان به هر مرتبهاى كه برسد، وقتى به مرتبه پايين نگاه كند، مىفهمد چه قدر ترقّى كرده و يا اگر ـ خداى ناكرده ـ تنزّل كند، مىبيند چه سرمايه عظيمى را از دست داده است. البته اين تحوّلها براى همه پيش مىآيد. ما در طول عمرمان ممكن است گاهى ايمانمان تقويت شود و ممكن است به عكس، گاهى خود را بيازماييم و ببينيم ايمانمان كمتر شده است. هر قدر ايمان قوىتر باشد تأثيرش در عمل بيشتر است. گاهى هم آثار ايمان به سادگى قابل شناختن نيست.
برخى نشانههاى ايمان و مؤمن واقعى
برخى از آيات قرآن در مقام معرفى ايمان واقعى به مردم است و آنها را ترغيب مىكند كه آن را به دست آورند و سعى كنند ايمانشان كاملتر شود و به مراتب نازل ايمان اكتفا نكنند. يكى از اين آيات آيه دوم سوره انفال است: اِنَّما المُؤمنونَ الّذين اذا ذُكرَ اللّهُ وَجلت قلوبُهم. اولين نشانه مؤمن واقعى آن است كه وقتى ياد خدا مىشود يا خودش به ياد خدا مىافتد، دلش مىلرزد. ما هم مىتوانيم خودمان را بيازماييم تا بدانيم كه چقدر اين نشانه در ما وجود دارد. در اينجا مناسب است لختى درنگ كنيم و بحثى را در توضيح اين آيه داشته باشيم.
«قلب» در اصطلاح قرآن، هم مركز معرفت انسان است و هم مركز احساسات و عواطف. جاى يقين، ايمان، محبت، بغض، كينه، ترس، اميد و... قلب است. اينكه حقيقت قلب چيست كه اين اوصاف برايش ذكر مىشود خود بحث مفصّلى است كه مجالى ديگر را مىطلبد. در هر صورت، «قلب» در اصطلاح قرآن، همان است كه اين آثار را دارد. به تعبير