پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦ - شدت علاقه اولياى خدا به او
«در هر حالى» براى خودشان گناه مىدانند، همان طور كه توجه به غير خدا در نماز، براى مقربان گناه است و نمازهاى امثال بنده، جزو سيئات آنها به شمار مىآيد.
البته مقرّبان هم درجاتى دارند، حتى انبيا(عليهم السلام) نيز در يك مرتبه نيستند و با يكديگر فرق دارند: تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض؛[١] بعضى از پيامبران را بر بعضى ديگر برترى بخشيديم. بعضى از اولياى خدا اگر توجهى به غير او پيدا كنند آن را براى خودشان يك گناه مىدانند؛ زيرا هميشه در حضور خدا هستند؛ در حالى كه ما فقط نماز را حضور در مقابل خدا مىدانيم و در حالات ديگر، به فكر كار، درس، بحث، خانه و فرزندمان هستيم. خودمان هم طمعى نداريم كه در اوقات غير نماز توجهى به خدا داشته باشيم. اما بعضى از بندگان خدا هميشه او را حاضر مىبينند؛ بنا به فرمايش امام راحل(رحمه الله)، عالم را محضر الهى مىدانند و هميشه خودشان را با خدا روبرو مىبينند. بنابراين اگر توجهى به غير او پيدا كنند و قلبشان از او منصرف شود، استغفار مىنمايند. خداوند در وصف آنان مىفرمايد: رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللّهِ؛[٢] مردانى كه تجارت و معامله، آنان را از ياد خدا غافل نمىسازد. اين مقام بسيار عالى است. هستند در ميان طلبهها كسانى كه در حين درس و بحث از ياد خدا غافل نيستند، وقتى هم كه در عمق تفكراتشان هستند و مىخواهند يك مشكل علمى را حل كنند، آنجا نيز دلشان با خدا است.
شدت علاقه اولياى خدا به او
آيا واقعاً چنين چيزى ممكن است؟ شايد تصورش كمى براى ما دشوار باشد، اما نبايد هرچه را براى ما ميسّر نيست غير ممكن بشماريم. كسى كه فكر كردنش را يك وسيله وابزار مىداند براى اينكه علم را از خدا دريافت كند، چطور ممكن است از او غافل شود؟ او تمرين كرده كه همه معارف را از دست خدا بگيرد. مگر ممكن است خدا را غايب ببيند؟ اگر او با كسى صحبت مىكند، توجه دارد كه خدا خواسته تا اين مطالب به زبان او جارى شود و كسانى هدايت شوند و راه خدا را پيدا كنند. او مىداند كه در حضور خدا است و به امر خدا اين سخنان را مىگويد. چنين كسى هيچگاه از خدا غافل نمىشود. خدا چنين بندگانى دارد. اگر ما
[١] بقره (٢)، ٢٥٣. [٢] نور (٢٤)، ٢٧.