پندهاى امام صادق علیه سلام - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - حساب گرى، حتى در اجتناب از كارهاى لغو، مشتبه و مكروه
سودى عايدش نشده است. وضعيت بدتر اين است كه با سرمايهاش چيزى خريده باشد كه نه تنها سودى برايش نياورده، بلكه ضررهاى جسمى، روحى، خانوادگى، و رسوايى هم در پى داشته است. كسانى كه در اموالشان اهل محاسبه هستند، علاوه بر اينكه سعى مىكنند از اين دو وضعيت اجتناب كنند، در مورد سود هم هميشه به دنبال آن هستند معاملهاى انجام دهند كه سود بيشترى داشته باشد. اين گونه افراد اگر متوجه شوند كه مثلاً، با سرمايه گذارى در كارى هزار تومان سود به دست مىآورند، حاضر نيستند آن سرمايه را در كار ديگرى كه پانصد تومان سود برايشان مىآورد، صرف كنند و با خود مىگويند: چرا سرمايه را صرف كارى كنيم كه سودش كم است؟
در مورد اعمالى هم كه ما انجام مىدهيم شبيه اين وضعيتها وجود دارد. گاهى ما اعمالى انجام دادهايم كه نه تنها برايمان سودى نداشته، بلكه موجب رسوايى و ذلّت ما در قيامت نيز مىشود. آيا اين پشيمانى ندارد؟ اگر انسان به جاى آن كه سرمايهاش را در كارى كه سود و درآمدى دارد به جريان بيندازد، آن را راكد بگذارد يا در زمينه نامناسبى از آن استفاده كند، كار بيهودهاى انجام نداده است؟ شايد هيچ ضررى نكرده باشد ولى به هر حال كسى كه اهل تجارت و اهل حساب باشد، نه فقط از ضرر بلكه از اين هم كه از معاملهاش هيچ فايدهاى نبرده است ناراحت مىشود. اين گونه كارهاى بىفايده در لسان شرع «لغو» ناميده مىشود. در سوره مؤمنون مىخوانيم: وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ؛[١] مؤمنان كسانىاند كه از كارهاى بىفايده اعراض مىكنند. وقتى سرمايهاى داريم كه مىتوان با آن به سودى سرشار رسيد چرا آن را در كارى صرف كنيم كه هيچ فايدهاى ندارد؟
برخى افراد آنقدر حسابگرند كه حتى شب نگرانند مبادا از جنسى كه خريدهاند در معامله فردا سود خوبى نبرند، مبادا جنس آنها معيوب باشد. ما نيز در اعمالمان، در مورد ارتكاب اعمال مشتبه بايد چنين باشيم؛ يعنى كارى كه انسان نمىداند حرام است يا نه، و ممكن است بر اساس اصل اباحه ظاهراً مباح هم باشد، اما چون مشتبه است و احتمال حرمت آن وجود دارد، مؤمن بايد نگران باشد كه نكند كارى كه انجام داده در واقع خلاف باشد.
مادامى كه مىتوانيم جنسى بخريم كه يقين به سالم بودن آن داريم، آيا معقول است پولمان را در مقابل جنسى بدهيم كه مشكوك به معيوب بودن است؟! مبادا روزى افسوس بخوريم از
[١] مؤمنون (٢٣)، ٣.